قهرمان ميرزا عين السلطنه

530

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

قشنگى درست كنم يادگار بماند . امروز تمام آنها را جمع كرده به ميرزا ابراهيم دادم برد مرقع كند . بسيار چيز تازه خوبى مىشود . يك ساعت به غروب مانده سوار شديم از خيابان خانهء حضرت و الا رفتم . باد مىآمد گرد و خاك بىاندازه بود . شاهزاده خانم و آغا شاهزاده آنجا بودند . خوش گذشت . سه‌شنبه 14 - صبح توپخانه رفتم . حقيقت تنگ آمدم . غلامحسين خان ياور مطالب بىمعنى دروغى عريضه كرده و حالا خودش پيدا نيست جواب بگويد . چهار ماه است آنى آسوده نيستم . ده مرتبه زمين گذاشتم استعفا كردم ، به خرج نمىرود . به چه درد من مىخورد متصل در گفتگو باشم . شورش تبريز و شيراز - قوام الملك بارى در اين ايام شورش سختى در آذربايجان يعنى شهر تبريز و شهر شيراز شده است . پس از آن‌كه ركن الدوله قوام الملك شيرازى را چوب زد و مورد بىالتفاتى سخت اعليحضرت شد قوام به طهران آمد . خراسان نزد عمويش صاحب ديوان رفت . تنبيه قوام برحسب خواهش علماى شيراز و جمعى از محترمين شده بود . با وجود آن خيلى به ركن الدوله بد گفتند و سخت نوشتند . حالا كه نظام السلطنه حكمران فارس شد به رسم معمول تلگرافا قوام را احضار كرد . بين راه به هم رسيده متفقا رفتند . به وصول فارس علماء خصوصا برادرزادهء ميرزاى شيرازى مجددا قوام را تكفير كرد و اهل شهر در مقابل ايستادند كه قوام بايد برود همان طهران ، ما نمىخواهيم . نظام السلطنه در اول ورود به مقر حكومت خواست چشم مردم را بترساند . اين فقره را به طهران عرض كرده وجوهاتى كه داده بود در اول دفعه جلوگيرى كرده مقرر شد البته شورش را ساكت كند و اگر ساكت نشدند جواب آنها را با سربازهاى گرسنهء توپچى بدهد . اين فقره را فوز عظيمى دانسته با افواج خواست فتنه را تسكين بدهد . گفتند بيست نفر سرباز و جمعى از اهل شورش مقتول شدند . اهل شهر غلبه كرده افواج را شكست داده‌اند . اين خبر كه به طهران رسيد ملتزم شدند كه مادام العمر قوام را نگذارند در فارس باشد . با اجزاء و اتباع تمام را احضار فرمودند . شورش ساكت شده مردم به سر كسب و كاسبى و عمل خود رفتند . مجددا مقرر شد ركن الدوله حكما بيايد و رئيس تلگرافخانه او را بيرون كند . قوام هم بين راه است . شورشهاى ايران شورش تبريز از اين سخت‌تر بوده . هردو جا شكست خورديم . از پارسال تا حال شهرى و قصبه‌اى در ايران نبوده كه شورش كرده و كارى پيش نبرده‌اند . معلوم نيست عاقبت اين شورشها به كجا خواهد رسيد و چه خواهد شد . متصل مردم مشغول فتنه و فساد هستند . چون هيچ كدام را پيش نبردند و چشم مردم نترسيد جرى شده‌اند و محال است دست بردارند تا كار خود را به جائى برسانند . آن همدان ، آن ملاير ، آن خراسان ، [ آن ] قزوين . همه جاى ايران نقطه‌اى نمانده