قهرمان ميرزا عين السلطنه

518

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

و قبول كرد . غروب خانه آمدم . خيلى خسته شدم تا چه شود . پنجشنبه 13 شعبان - ديشب خانهء عماد السلطنه بوديم . حضرت و الا و نواب عليه تشريف داشتند . صحبت متفرقه زياد شد . سه ساعت به غروب مانده منزل آمدم . توله نوبل كه چند روز بود گم شده بود پيدا شد . آدم ميرزا حسين مستوفى آورد . خوشحال شدم . يك تومان حضرت و الا وعده فرموده بودند به آورندهء نوبل بدهند . اصغر را گفتم برود بگيرد . على بيك را باز مأمور كردم جهت وصول اين محلها خرقان برود فردا مىرود . توپچى مأمور فارس شده است . شب عيد خواهند رفت . اگر اين مواجبها برسد . الان سه ساعت از شب رفته است . بعد از شام است . اتفاق بدى افتاد . مثل سگ شده‌ام . . . « 1 » بر شيطان لعنت . حكم خرقان پنجشنبه 20 شعبان - صبح ميدان رفتم توپچى براى سان حاضر شد . نظام الدوله پيغام داده كه كسالت دارم امروز را خواهش دارم موقوف كنيد . توپچى را مرخص كرده خانه آمدم . ناهار خورده مجددا درب خانه رفتم . دو حكم براى خرقان لازم بود به مهر آقا رساندم . خانهء حضرت و الا سه ساعت به غروب مانده خانهء مؤيد الدوله عقدكنان رفتيم . زينت الدوله دختر مؤيد الدوله را نظام الملك براى مدير السلطنهء لشكرنويس‌باشى عقد مىكنند . جمعيت زياد اطاق كوچك خيلى مغشوش بود . هشتاد هزار تومان پيشكش مؤيد الدوله از گيلان بيست روز است آمده و فرمانفرماى خراسان شد . هشتاد هزار تومان پيشكش داده دو روز ديگر مىرود . خوب پولى امسال از اين دو برادر گرفتند . خانه ، زندگى ، ملك ، جواهر ، اسباب هرچه دارا بودند بيع قطعى گذاشته اين مبلغ را راه انداخته‌اند . خداوند شعورى بدهد . نظام الدوله شنبه 22 - صبح ميدان رفتم . نظام الدوله ناخوش است . سان ديده نشد . آدمى كه آنقدر عليل و ناتوان باشد چرا راحتى خود را از دست داده هشت هزار تومان مىدهد و زحمتى فوق العاده براى خود خريدارى مىكند . خدمت آقا رسيده از آنجا خانهء حضرت و الا رفتم . وقت ناهار آقاى عماد السلطنه و محمد حسن ميرزا آمدند . هنوز حاكم ملاير معلوم نيست . مىگويند حكيم الممالك والى [ و ] حاكم شده است . از شعاع الدوله گفتگوئى نيست . تا عصر به صحبت گذشت . به اتفاق اميرزاده رفتيم منزل جناب . خانه نبود . چند روز است وارد شده‌اند . دستخط شاه ديروز حضرت و الا عريضه‌اى به خاكپاى مبارك كردند كه امتيازى در اين شب عيد به قهرمان مرحمت شود . در وقت رفتن خانهء جناب فخر الملك بين راه دستخط شاه

--> ( 1 ) - نقطه‌چين در اصل است .