قهرمان ميرزا عين السلطنه

516

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

زمانه پندى آزاده‌وار داد مرا * زمانه را چو نكو بنگرى همه پند است بروز نيك كسان گفت غم مخور زنهار * بسا كسا كه به روز تو آرزومند است همين‌طور است بدون شك . همين‌طور كه من ميل دارم جاى ديگر باشم ديگران هم بسيار هستند كه حسرت مىخورند كاش ما جاى فلان بوديم . بارى مطلب طولانى شد بگذريم . شيخ على رضاى ملايرى تولوى خان جلو رفته بود . از كالسكه بدش مىآيد . يعنى عشق‌سوارى مانع است . از جاى ديروز بالاتر پياده شديم . چايى درست كردند . هدايت خان آدم عماد السلطنه ديده شد . مىرفت حضرت عبد العظيم منزل بگيرد . يك ساعت طول كشيد آقا آمدند . رسومات به عمل آمد . پياده شده فنجان چايى ميل كردند . شيخ على رضاى ملايرى همراه آمده بود . از آدمهاى به اعلم و بامزهء روزگار است . نديم خوش‌صحبت خوبى است . آنقدر مزه دارد كه آدم حيرت مىكند . در هر كلمه‌اى از صحبت خود تمثيلى مىآورد . رفتيم حضرت عبد العظيم در منزلى كه گرفته بودند پياده شديم . نماز كرديم . آنچه لازمهء اصرار بود به جا آمد كه شب شهر تشريف بياوريد نشد . آخر الامر ما آمديم و شب را ماندند كه صبح شهر بيايند . شب نزديك خانهء حضرت و الا استراحت شد . جريان عزل عماد السلطنه صبح دوشنبه 3 شعبان المعظم - خانهء حضرت و الا رفتم . يك ساعت و نيم به ظهر مانده آقاى عماد السلطنه تشريف آوردند . يك سال و نيم دوازده روز كم بود كه از وطن دور بودند . الحمد لله سلامت و تندرست آمدند . جاى هزار شكر است ، با آن اتفاقات فوق العادهء ملاير . يك هفته محاصره بودند و شبى پنج خروار نان به جمعيت خودشان مىدادند . آخر الامر شورشيان را شكست داده به همدان فرارى شدند . « دولت دولت بلخ است به مثل » . اين قسم آدم حركت كند و آخر در عوض ازدياد شئونات عزل شود . كارها برعكس است . نمىدانم چه قسم آدمى ترقى خواهد كرد . خدمت و ناخدمتى يكسان است . دل آدم پى كار نمىرود . مزاج دولت و پلتيك آن معين نيست . حتى خود اعليحضرت نمىداند . يكى نيست سؤال كند اين همه هرزگى ملايرى محض چه بود . اگر اندكى سستى كرده بودند مال و جانشان به غارت رفته بود . خدمت صدراعظم و حضور مبارك مشرف شده آمده بودند . بعد از ناهار به خانهء خودشان تشريف بردند . آقا عصى اينجا بود و هيچ نمىشناخت . هرچه گفتيم اين عماد السلطنه است باور نكرد . گفت عماد السلطنه امير تومان ملاير است . اين نيست دروغ مىگوئيد . عصر منزل آمدم هوا خوب شده . بنفشه و نرگس فراوان است . چهارشنبه پنجم شعبان - صبح درب خانه رفتم . اعليحضرت سيزده شبه شكارگاه جاجرود تشريف بردند . صدراعظم امروز رفت . ما نرفتيم .