قهرمان ميرزا عين السلطنه

513

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

تعزيه دو سه سال بود تعزيه را موقوف كرده بودند . رأى مبارك قرار گرفت كه در اين ماه خوانده شود . از امروز شروع شد . تماشاى خوبى دارد . جمعه 22 رجب - تعزيه ، طاقنماى نظام الدوله رفتم خودش نبود . تعزيه « حجة - الوداع » بود . دستگاه و تجمل بىاندازه است . دوازده دسته موزيكانچى داخل تكيه مىشود . دو ساعت به غروب مانده تمام شد . شب آن خانه ماندم . شدت سرما شكسته . بعد از آن برف مفصل كه تقريبا سى ساعت متصل آمد به شدت سرد شد يخ مفصلى گرفتند . حالا دو روز است بهتر شده . برف كوچه‌ها تمام شده صحرا كمى برف دارد . عروسى ملكه جهان پنجشنبه 23 - امروز عقدكنان مختصرى منعقد است . ملكه جهان دختر بزرگ آقاى نايب السلطنه را جهت شاهزاده اعتضاد السلطنه پسر ارشد حضرت وليعهد عقد مىكنند . مدتى است نامزد كرده بودند حالا عقد كردند . طولى نخواهد كشيد كه به تبريز خواهند برد . شش هفت نفر بيش دعوت نكرده‌اند . خود آقا هم نبود . تكيه آمده بود . من هم طاقنماى ظهير الدوله رفتم . اميرزاده محمد ميرزا بود . شبيه « حر » بود . تمام پشت‌بامها زن نشسته بود . دسته قزوينىها - قرض براى پيشكش دوشنبه 25 رجب - صبح منزل اعتصام نظام رفتم . به اصرار ناهار نگاه داشت . بعد از ناهار سوار شده تكيه رفتم . اعليحضرت سوار شده بودند . شهادت حضرت على اكبر ( ع ) بود . دستهء قزوينيها مىخواندند . قدرى خنك بود . جمعيت بىاندازه آمده بود . يك ساعت به غروب مانده منزل آمدم . هنوز شعاع الدوله پيش‌كش ملاير را نداده ، رفتنش معلوم نيست . اين‌درو آن‌در در تلاش پول است و كسى قرض نمىدهد . سه‌شنبه 26 - صبح خانهء حضرت و الا رفتم . نواب عليه اندرون تعزيه تشريف برده بودند . بعد از ناهار كاغذى از ميرزا احمد خان نايب الحكومهء نهاوند رسيد . بيچاره را اذيت كمى كرده‌اند . محمد على ميرزا برادر كامران ميرزا چند نفر توپچى برده و خواسته صدمه بزند . مزاحم شده نگذاشته‌اند . اخبار ملاير سيد ابراهيم شيخ الاسلام ملاير از همدان كاغذى نوشته بود چيزها در كاغذ نوشته بود كه حقيقت خواندنى بود . بر جنس ملايريها لعنت . چون آشنايى سابق داشت اين عريضه را به حضرت و الا قبل از وقت نوشته بود كه اين قسم كارها عماد - السلطنه كرده حالا هم خيال آمدن طهران را داريم تا آنجا در حضور مبارك داد خود را بگيريم . جاى ديگر نخواهيم رفت . نمىدانم چه عبارات بىمعنى نوشته بود عقل آدم