قهرمان ميرزا عين السلطنه

498

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

قيمت اجناس بنائى بقدرى بنائى سخت شده كه حساب ندارد : اجرت عمله بنا و مصالح به اعلى درجه گران است . نمىدانم دو سه سال چه خواهد شد . گرانى بىاندازه است و دليلش معين نيست . همه چيز گران و كمياب است . مردم تمام بىچيز و فقير شده‌اند . بنا سه هزار ، عمله سى شاهى ، ناوه‌كش دو ريال . قيمت مصالح را ننويسم بهتر است . شب است زير كرسى نشسته‌ام . امشب تازه كرسى گذاشته شده است . مدتها در زير اين كرسى بايد نشست . خداوند سلامتى بدهد . بىتخمى - كم‌بضاعتى يكشنبه 6 شهر جمادى الاولى - سه شب بود كه نواب عليه اينجا تشريف داشتند . ماهوش خانم و فاطمه سلطان خانم خاله جانم بودند . بسيار در اين سه شب خوش گذشت . زن لله تماشا داشت كارهاى غريب كرد . زن لله پيش من است و براى صحبت خيلى خوب است . به درد بيكارى مىخورد . امروز ناهار چلوكباب داشتيم . عصر تشريف بردند . ديروز هم باران كاملى آمد . بارندگى بسيار خوبى امسال شد . افسوس كه مىگويند از بىتخمى و كم‌بضاعتى هيچ كشت نشده است . اغلب دهات خالصه و بلوك ورامين خراب شده و به قدر تخم سال گذشته عمل نكرده است . خداوند ترحم كند . سال به سال بدتر خواهد شد . كاه الان بيست و پنج هزار وارد خانه مىشود . همه چيز گران است . ميرزا على خان از قم پريروز مراجعت كرد . كار غريبى كرد . عمل نهاوند منظم شده است تا بعد چه پيش آيد . حضرت و الا ديشب خانهء فخر الملك بودند . روضه دارد . توله نوبل تجريش زائيده بود . بچه‌هايش را به مردم دادم . يك دانه براى خودم مانده بود امروز مرد . يك دانه هم به حضرت و الا داده بودم آن هم مرد . همان دوتا باقى هستند . شب است زير كرسى نشسته‌ام . هوا صاف و ماهتاب است . دوشنبه هفتم - صبح منزل حضرت و الا رفتم . اعليحضرت دوشان‌تپه تشريف بردند . يك سردارى تن‌پوش به عماد السلطنه مرحمت شد جهت پيشرفت كار و وصول ماليات . بسيار به موقع بود . خانهء فخر الملك روضه رفتم خودش نبود . انشاء الله جاجرود خواهيم رفت ، شكار خوبى بلكه بشود . سه‌شنبه هشتم - صبح خانهء نور العين خانم رفتم نبود . از آنجا منزل حضرت و الا . پست نرسيد كاغذجات روانه شد . جناب وزير دفتر عصر آمدند . غروب مجددا خانهء نور العين خانم رفتم قدرى نشسته منزل آمدم . عروسى صبيهء كوچك صنيع الملك حاليه است . گلين خانم آنجا رفته . از دست اين نوكرهاى خر « * » . عصر حمام حاجى كاظم رفتم . در كوچه پايم در رفت و زمين خوبى نوكرهاى خر . عصر حمام حاجى كاظم رفتم . در كوچه پايم در رفت و زمين خوبى

--> ( * ) يك صفحه از كتاب پاره شد . متعلق به مطلب تازه بود . يعنى كار گلين خانم است . داستان عروسى كوچك خانم مادر دخترها بود كه صيغه نموده بودم ( خط نويسنده در دو مرحله ) .