قهرمان ميرزا عين السلطنه
491
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
چهارشنبه ششم - ديروز شهر رفتم . بين راه جمعيت از اهل درب خانه كه سلطنتآباد مىرفتند بسيار ملاقات شد . گرد و خاك زياد بود . خانهء بزرگ را هنگام رفتن نهاوند يك ساله به معين السلطنه سيصد تومان اجاره دادم حالا در تصرف اوست . لابد خانهء كوچكتر را خالى كرديم . اجرت بنا و عمله - گرانى گردن فرنگيهاست كاهگلكارى و تعمير بسيار لازم دارند . تعميرات آنها را به حسين نمودم و پول دادم كه مشغول شوند . عمارت بزرگ است و سالى چهارصد پانصد تومان خرج تعمير آن مىشود . عمله ، بنا گران است . بنا را گفتند روزى چهار هزار اجرت و عمله سى شاهى ناوهكش دو ريال و اين منتها اجرت است . با اين قسم اجرت چه قسم مىشود بنائى كرد . بر پدر فرنگيها لعنت كه تمام گردن آنهاست . هميشه بنا دو هزار بود درست مضاعف شده است . ناهار و چايى را خانهء همشيره شاهزاده آغا خوردم . ميرزا على اصغر خان عصر آمد . يك ساعت به غروب مانده سوار شدم شب شمران رسيدم . مىگويند در شهر باز كمى ناخوشى هست . امين نظام را هم صبح ملاقات كردم صحبت زياد شد . . . « 1 » امروز را تا عصر خانهء حضرت و الا بودم . زكام سختى عارض شده است . معتضد السلطنه قبل از ناهار آمد عصر رفت . شارژدفر هولاند عصر آمد . هوا خنك شده است . احتساب دار الخلافه جمعه هشتم ربيع الاول - صبح محمد حسن ميرزا آمد . يك ساعت نشست بعد اتفاقا خانهاش رفتيم . ناهار آنجا صرف شد . عصر خانهء حضرت و الا رفتيم . ديشب را منزل فخر الملك رفته بوديم . عمل احتساب شهر دار الخلافه از طرف حضرت نايب السلطنه اميركبير به او رجوع شده است . اين عمل هيچ وقت منظم نبوده و نخواهد بود . هميشه معابر دولتى و غير آن كثيف و متنفر بوده و مبلغى در سال از دولت مواجب و مرسوم به همين اسم دريافت مىكنند . تمام كارهاى ايران همين قسم است . خصوصا در اين عهد جز مداخل و جلب منفعت ديگر ملاحظهاى در ميان نيست . اينطور شرط و عهد شده است . مخارج اسب دو برابر آدم يكشنبه 10 ربيع الاول - صبح به عزم شهر سوار شدم . بين راه حضرت ملكآرا زيارت شد . سلطنتآباد تشريف مىبردند . از آنجا شب را باغ حضرت و الا . دو ساعت كشيد تا به خانه رسيدم . حسين هنوز درست مشغول بنائى نشده بود . بهانه مىآورد تماشا داشت . ناهار مختصرى حاضر كرده خورديم . نيم ساعت خواب كردم . الاغى تازه خريده بودم خانلر خان سوار شده بود راهش را تماشا كنم . از قضا رفت پول از دكان بگيرد آنقدر دير آمد كه من سوار شده راهى شدم . خيلى به سرعت آمدم . اسبهايم تماما
--> ( 1 ) - نقطهچين در اصل است .