قهرمان ميرزا عين السلطنه

454

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

ملاير مراجعت كرده خوانين نهاوندى آمده بودند . كم‌كم استقبال‌چيها بيشتر شدند . دسته به دسته آمدند . راه دره و گردنهء بزرگى داشت . برف بالاى گردنه زياد بود . از ملاير تا نهاوند شش فرسنگ است . امروز سه فرسنگ كمتر داشتيم . از گردنه سرازير شدم . شهر و قلعهء حكومتى مسمى به روئين‌دژ نمايان شد . گدا تا آنجا آمده بود . اهل شهر تماما آمده بودند . شش هفت هزار خانوار جمعيت شهر است . بارى تمام اصناف ، تمام خوانين و غيره و غيره در بيرون شهر و كوچه‌ها ايستاده بودند . زنها تماما روى بام خانه‌ها بودند . شكوه زنها از نان و گوشت بود . قريب بيست هزار جمعيت جلو آمده بود . ساعت سه به غروب مانده وارد قلعه شدم . مردم مرخص شده منازل خود رفتند . افسوس كه روزنامه گنجايش بيش از اين مطلب ندارد . قلعه ويران و خراب شده است . از بناهاى مرحوم محمود ميرزا ابن خاقان طاب‌ثراه است . بالاى تپه واقع شده . سه سمت شهر و يك سمت كوه است . آب قلعه از گاوچاه است كه با گاوميش مىكشند . ماليات نهاوند سى هزار تومان است . الحق قلعه جائى خوب واقع شده . چشم‌انداز به تمام شهر دارد . باغات و اطراف شهر تا يك فرسنگ طول كشيده شده است . كوه « كررو » كه اين قلعه‌اش به « چهل نابالغان » مشهور است سمت جنوب را گرفته . كوه بلندى است . از الوند همدان بزرگ‌تر است . بهار خوبى اين شهر خواهد داشت . خداوند عمرى دهد . اهل خانه سلامت وارد شده‌اند . زياده چه نويسم . باقى داستان در جلد آينده انشاء الله تعالى . آجودان حضور قهرمان قاجار . نهاوند .