قهرمان ميرزا عين السلطنه

445

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مرتبه از ترس قرقوش شنا مىكردند و مثل رودخانهء بسيار عظيمى آب صدا مىكرد . خيلىخيلى تماشا داشت . مدتى سياحت كردم . آخر شكارى نكرد آمد در ساحل نشست . يك تير ساچمه برايش انداختم نخورد . هفت هشت سال بيش نيست كه اين آب رودخانه به اين زمين شور تلخ افتاده و دريا تشكيل يافته . الان قريب بيست بيست و پنج فرسنگ دوره پيدا كرده و اقسام ماهيها و مرغها دارد . چندى بگذرد خيلى بيش از اينها بزرگ خواهد شد . سال قبل كه قم مشرف شدم هزار قدم جاده با دريا مسافت داشت ، حالا جاده صد قدم مسافت دارد . دست چپ جاده دريا و دست راست صحراى صاف طولانى بود . گويا تمام اين صحرا كه قشلاق شاهسون است چندى ديگر دريا شود . مرغابى سطح درياچه را سياه كرده بود . چند تير ديگر گلوله انداختم نخورد . ناهار كنار دريا صرف شد . يك ربع به ظهر مانده ناهار افتادم . سه ربع از ظهر گذشته سوار شديم . مدتى در كنار دريا مىرفتيم . اين جاده سواى جادهء شاهى است . جهت نزديكى و تماشاى دريا از اين راه آمديم . راه جنوب و جنوب غربى بود . بعد راه سربالا افتاد . دريا ماند ، كوه البرز پيدا نبود . رو به مغرب رفتيم . قدرى رفته دو راه به هم رسيدند . درست به خط جنوب حركت كرديم . زمين يك لكه برف نداشت ، خشك بود . زمين شور پاى توله‌ها را زخم كرده بود ، به صعوبت مىآمدند . قنبر على خان يك آهو ديده بود ، دو تير ساچمه انداخته بود . يك روباه هم ديده بود . چهار طرقه زدم . يك بز در كنار جاده زائيده بود توله‌ها مادرش را دوره كردند . بچه را برداشته بالاتر به چوپان داديم و مادرش را نشان داديم كجا رفت . برف در صحرا هيچ نبود . يوسف خان پسر افراسياب خان اميرآخور اسبهاى توپخانهء نهاوند طهران مىرفت . پدرش مرحوم شده جهت گرفتن منصب او طهران مىرفت . خود را معرفى كرد . سواره عريضه جهت حضرت و الا نوشتم ، پاكت كرده دادم برساند . نزديك كاروانسراى باقرآباد ملك سعد السلطنه حاكم قزوين رسيديم . فراشها با قهوه‌چى دعواشان شده بود . تماشا داشت . نيم فرسنگ از باقرآباد تا منظريه كه شاشگرد اسم داشته مسافت است . يك ساعت و نيم به غروب مانده به منزل رسيدم . در حياط كوچكى در كاروانسرا منزل گرفته بودند . در مهمانخانهء اينجا يك نفر فرنگى بود . در تخت حركت مىكند . فرنگى تنبلى بايد باشد . راه پنج فرسنگ بود . هشت ساعت و نيم در حركت بوديم . دو ساعت تمام جهت ناهار و شكار ، بلكه بيشتر امروز معطل شديم . گنبد طلاى حضرت معصومه ( ع ) امروز نزديك منزل نمايان بود . لذتى داشت . اين كاروانسرا هم ملك جناب امين السلطان است . اندرون يك ساعت بعد رسيدند . فردا انشاء الله قم مىرويم . آب بدى اين منزل دارد . هوا امروز گاهى ابر و گاهى آفتاب بود برف هيچ نيست . ورود به قم يكشنبه 23 جمادى الثانى - ديشب تا صبح باد سختى آمد . صبح هم نسيم مىآمد . ساعت چهار به ظهر مانده سوار اسب تكه‌جيران شدم . آفتاب بود . راه به خط جنوب