قهرمان ميرزا عين السلطنه

417

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

بايد مال ايران را ببرد . سيصد فرنگى اجير دارد . اقلا هركدام در سال دو سه هزار تومان زيادتر مواجب لازم دارند و نوكر ايرانى كه خيلى گزاف مواجب مىدهد خيلى زيادتر است و تمام اين تفاصيل را مىگويد محض اين چيده‌ام كه تنباكو و « سيگارد » نمره داشته باشد و تمام مردم خوشوقت از اين هستند كه شش هفت سال نمرهء تنباكوى آنها عوض نمىشود . هروقت بگويند با « سيگارد » نمرهء هفت همان ساعت حاضر است . فرنگيها احمق نيستند ديگر از عقبهء اين كار خبر ندارند كه چه ضررها خواهد داشت و اين همه مخارج كه اين شخص مىكند براى جلب منفعت است نه براى اين‌كه نمرهء تنباكو معين شود . مىخواهد يك متنفس در ايران باقى نباشد . آنقدر دلسوزى ندارد كه اين همه مخارج را بكند كه سينهء فلان بنا يا كفش‌دوز جهت عوض شدن نمرهء تنباكو سرفه نكند . فقط همين ملاحظه را كرده . حقيقت همين‌طور است . خيلى احمق هستيم . عاقلان دانند . خيالات آنها زياد است تا هزار كرور خيال منفعت نكرده باشد صد دينار ضرر را متحمل نمىشود . فرنگيها مثل ما احمق نيستند . عمارت حضرت و الا سه‌شنبه هفتم ربيع الثانى - صبح چند كاغذ جهت همدان نوشتم . بعد از ناهار خانهء حضرت و الا رفتم . دو كاغذ ديگر هم آنجا نوشتم . خبر تازه از همدان مرقوم نداشته بودند . الحمد لله آقاى عماد السلطنه سلامت [ اند ] و مشغول رسيدگى به كارهاى حكومتى هستند . هواى آنجا سرد شده و كرسى گذاشته‌اند . بارندگى بسيار شده است . عمارت تازهء حضرت و الا هنوز ناتمامى دارد . اطاقهاى قشنگ دارد . سه اطاق نشستن و يك اطاق كوچك و يك « هال » كه دالان خوبى باشد . در پشت عمارت مرتبهء تحتانى چهار اطاق و يك « هال » خوب مرتبهء فوقانى است . درهاى ورود اطاقها از اين « هال » است و به قاعدهء فرنگى است . اين « هال » حافظ اطاق است از باد و باران و غيره و غيره و جاى نشستن نوكر است . در اطاق مثل عمارتهاى قديم به حياط باز نمىشود كه تا در باز شد باد و سرما داخل اطاق بشود . راه‌پلهء خوبى هم دارد . درهاى اطاقها را تازه مشغول گذاشتن هستند . قدرى كار دارد . رو به قبله است . زمستانى خوبى است . هزار و صد تومان با مصالح خود عمارت قديم مقاطعه داده شده بود . اقلا دويست سيصد تومان مصالح داشت . بنائى خيلى مشكل شده است . مصالح بسياربسيار گران است . اين عمارت را سه چهار سال قبل به پانصد تومان مىشد ساخت ، ليكن حالا دو مقابل است . غروب منزل آمدم . سيد على عكاس چهارشنبه هشتم ربيع الثانى - صبح خانهء حضرت و الا رفتم . ديشب طوفان و رعد و برق غريبى شد . تا حال كمتر ديده بودم . ساعت چهار اول اين طوفان بود . به شدتى