قهرمان ميرزا عين السلطنه
381
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
ظروف بدل چينى شرح لعلين « 1 » را بدهم . پانصد خانوار است . دو هزار و پانصد تومان نقد و پانصد خروار گندم و جو ، پانصد خروار كاه مىدهد . ملكى حسام الملك است . ظرف آبى و سفيد كه بدل چينى باشد اينجا خيلى درست مىكنند و اغلب جاها از اينجا حمل مىشود . شصت كارخانهء چينىسازى دارد و در اغلب شهرهاى ايران از اين ظروف برده مىشود . بعد از خواب رفتيم به تماشاى كارخانهجات . كارخانهء « سور » « 2 » مشهور اينطور نمىتواند ظروف بسازد . ظرفهاى خوب از هر قبيل درست مىكردند . تمام با دست [ است ] و خيلى تماشا داشت . چندين جور ظروف حضور ما درست كرد . مىگفت ساختن يك كارخانه شصت تومان خرج دارد و روزى بيست و پنج هزار اجرت كارگر يك كارخانه است و در سال از ششصد تومان الى هزار تومان فروش مىرود و در اين ده شصت كارخانه بود . معلوم است مكنت اهل اين ده . آن حاجى كه منزلش بوديم مىگفت هيچ كارخانه ندارم . ظرف زياد جهت حسام الملك درست كرده بودند كه روانهء كرمانشاهان بكنند . خود آن ظرفها هم لعلينى مشهور است . مثلا كوزهء لعلينى مىگويند . رنگ ظروفش آبى سفيد و از هر دوى اينها منقش به اقسام است . كوزه هم درست مىكنند . تمام كارخانه را تماشا كرديم . عملهء كارخانهها تمام رعيت همان ده است . بسيار ده خوبى است . ظرفش بسيار خوب فروش مىرود . حسام الملك صد ملك شش دانگى در همدان دارد كه اغلب آنها پانصد ششصد هزار خانوار است . يك ساعت و ربع به غروب مانده راه افتاديم . از راه معمول آمديم . در چمن اندائى جلوت و پرت زياد بود . دو دانه من ، دو دانه تولوى خان زديم . يك دانه پرت هم توله نوبل گرفت . اين را ننوشتم ، در وقت رفتن تولو خان يك « چرخ سواره » در هوا با گلوله در حضور حضرت و الا زد كه عقل تصور نمىكرد كه گلوله آنجا برسد ، تا به زدن چه رسد . از آن بلندى صداكنان و معلقزنان پائين آمد . بسياربسيار خوب زد . بهتر از آن نمىشود شكار كرد . سواره با گلوله در هوا بدون مشق زياد با گلوله خيلى سخت است . چمن اندائى چهل دقيقه از طول چمن راه آمديم . يك فرسنگ طول و يك فرسنگ عرض چمن است . سالى قريب دو هزار تومان اجارهء چمن است كه ايل و قاطرچيها مىچرانند . شب چهارده بود . ماهتاب خوبى بود . نسيم خوبى مىآمد . رفتن باغ تجريش و نسيم خنك آنجا ياد افتاد و خيلى شباهت داشت . نزديك قلهك اين نسيم و صفا اغلب بود . اغلب تاخت آمديم . دو ساعت ربعكم از شب گذشته به منزل پياده شديم . راه از بازار و كوچههاى بد بود . بازار همدان بسيار كثيف و بد است . الحمد لله خوش گذشت . نه فرسنگ بيش راه بود .
--> ( 1 ) - لالجين در تلفظ عمومى گاه « لعلين گفته مىشود . صفحهء قبل لالهجين آورده . ( 2 ) - Sevres