قهرمان ميرزا عين السلطنه
368
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مثل ويلاهاى « 1 » فرانسه و سيتهاى « 2 » معتبرين انگليس است و بسيار خوب قاعدهاى است . عمارت فقيره مال مرتضى قلى خان است . سرخآباد مال بهاء الملك است . آبشينه عمارت ضياء الملك است . سايرين هم همين طريق . بهاء الملك سالى دوازده هزار تومان نقد املاك اين دو برادر را پنج ساله اجاره كرده به هركدام دوازده هزار تومان در سال بدهد . بارى حوض خوبى با فوارهء بلندى در وسط ايوان مرتبهء دوم داشت . گل زيادى هم داشت ، گلهاى فرنگى خوب . الحمد لله خوش گذشت . تا چهار ساعت به غروب مانده آنجا بودم . تخته بازى كردند . دو هزار از سرهنگ بردم . با وجود آنكه هيچ خوب بلد نبودم . يك كره قزل تيره سه سال به من تعارف كرد ، يك تفنگ يك لول گلولهزن به تولوى خان . اسبش خوب بود . قدبلند ، دم خوب خوشرنگ داشت ، خيلى انشاء الله ترقى خواهد كرد . بد نخواهد شد . از راه خورزنه آمديم . خرگوش نداشت . كره خوب گردش مىكرد . اسمش را همدم گذاشتم . دو ساعت به غروب مانده منزل رسيدم . قدرى بادام هم خوردم . منزل كه پياده شدم بطورى باران گرفت كه هر قطرهاش به قدر يك فندق بود . چندين روز است كه بارانهاى خوب مىآيد . اگر از صبح نبارد يقين است كه عصر و شب باران داريم . ديشب هم باران آمد . بعد از دو ساعت ساكت شد . شبها نزديك شام خدمت حضرت و الا مىرويم . يك روز عصر هم شورين خانهء ضياء - الملك رفتم . بيرون شهر سبز و خرم است . صفا بهتر از اين نمىشود . هر باغى كه بيل نخورده سبز از چمن است . صحرا تمام يونجه و حاصل است . يونجهء همدان مشهور است . به قدر آدم مىشود . تا غروب مثل سيل باران آمد . شب خوش گذشت . . . « * » مزار باباطاهر - گنبد علويان دوشنبه نهم - صبح در ركاب حضرت و الا سوار شديم . گرهچاقه رفتيم . ده مؤيد - السلطنه است . رفتن شكارى نشد . كره همدم را سوار بودم . ماشاء الله خوب اسبى است . ناهار در چمن نزديك رودخانه خورديم . بعد از ناهار از جاهاى قشنگ خوب آمديم . تولوى خان قبل از ناهار يك كبوتر و يك حيوان آبى زد . مراجعت يك بلدرچين و يك يلبه من زدم . يك يلبه زنده در حضور حضرت و الا فساد گرفت . يك يلبه و يك بلدرچين توله استاپ گرفت ، يلبه را به شراكت ، ولى بلدرچين را تنها ، يك بلدرچين تولوى خان زد . يك يلبه [ و ] دو بلدرچين ميرزا مهدى شكارچى ، يك يلبه [ و ] دو بلدرچين برزو سلطان زد . من خيلى تير انداختم . تفنگ چرك بود ، بيش از اين نخورد . چايى را در چمن حصار دزه نزديك رودخانهء عباسآباد خورديم . جاى خوبى بود . يلبه و بلدرچين فراوان داشت . كارد من گم شد . قبر بابا طاهر رحمه الله [ عليه ] رفتيم فاتحه خوانديم . آدم خوبى بوده . بعد به گنبد علويان رفتيم ، بناى قديم غريبى است ، گچبرى كرده كه هيچ فرنگى نمىتواند . يك قبرى در زير هست ، معلوم نيست قبر مال كيست و بنا در چه
--> ( 1 ) - Suite , villa ( 2 ) - ظاهرا سويت Suite ( * ) نقطهچين در اصل است .