قهرمان ميرزا عين السلطنه

354

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

همدان هنوز مهيا نشده است . به ماه رمضان خواهد كشيد . سه چهار روز خوردن روزه هم غنيمت است . اگرچه گمان مىكنم امسال هم مثل سال گذشته تمام روزه را بخورم . زياده چه بنويسم . دوشنبه 26 - صبح خانهء حضرت و الا رفتم . شب همانجا ماندم . از صبح ابر بود . از بعد از ظهر گاهى چند قطره باران آمد . دو ساعت به غروب مانده باران و باد تندى آمد . دو ساعت باران آمد هوا خنك و مفرح شد . چند روز قبل هوا خيلى گرم شده بود . گرد و خاك زياد بود . شب الحمد لله خوش گذشت . . . « * » سه‌شنبه 27 - صبح يك عريضهء مفصل جهت حضرت و الا و يك كاغذ مختصر جهت تولوى خان نوشتم . حضرت و الا از كوريجان ده خودشان شش فرسنگى همدان دستخطى مرقوم فرموده بودند ديروز زيارت شد . يك اسب خوب كهر ساعد السلطنه پيشكش كرده بود . روز جمعه عصر وارد همدان شده‌اند . بعد از ناهار منزل آمدم . غروب مجددا خانهء حضرت و الا رفتم . چون عماد السلطنه خانهء خودشان رفته بودند من هم مغرب به منزل مراجعت كردم . امروز هوا صاف و آفتاب سوزانى بود . شب لله الحمد خوش گذشت . . . « * » الان سه ساعت و نيم از شب رفته است در اطاق نشسته‌ام منتظرم كه اين دو كلمه يادداشت تمام شود و بخوابم . هوا بهتر از سابق است . نسيم خنكى مىوزد : اى باد بهارى خبر از يار چه دارى * پيغام گل سرخ سوى باغ كى آرى درختهاى باغ سبز شده ، ياس شيروانى باز شده ، بنفشه تمام شده ، شكوفهء آلبالو باز است . بداق هنوز باز نشده است . باغ صفا دارد . حيف من رفتنى هستم ، وقت گل نخواهم بود . شب خوبى بود . . . « * » دفترى كردن فرامين چهارشنبه 28 - صبح خانه بودم . بعد از ناهار خانهء حضرت و الا رفتم . نواب عليه منزل آقاى نايب السلطنه ديدن سرور الدوله رفته بودند . سه ساعت به غروب مانده خانهء نصير الدوله نزد همشيره رفتم . شاهزاده والى خانم شاهزاده تشريف داشتند . تا غروب آنجا بودم . مغرب منزل آمدم . امروز عمارت خانهء حضرت و الا را پى تازه مىچيدند . اطاق كتابخانهء كوچك را خراب نكرده‌اند . اين سمت كه تمام شد آن اطاق و بالاخانه‌اش را خواهند ساخت . رو به جنوب است و عمارت زمستانى خوبى خواهد شد . امروز شروع به ساختن بناى جديد شد . تمام حياط مملو از خاك و مصالح شده است . فرامين را كه داده بوديم دفترى كنند امروز سياهه آورد قريب سى چهل تومان اين چهار فرمان خرج دارد . به هزار معركه هشتاد تومان پول بردم و ايلخانى به زور از برادرش فرامين را گرفت و حالا هم آنقدر مخارج جهت مهر آقايان دارد . خربازار غريبى است . هركه هرچه مىتواند مىكند . رمضان رسيد نميدانم چه بايد

--> ( * ) نقطه‌چين در اصل است .