قهرمان ميرزا عين السلطنه
13
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
ساختمان و تعميرات آن چهگونه انجام مىشده ، ملكدارى و مشكلات آن و طرز رفتار با دهقان چه بوده ، رسوم و پيشكش و مستمرى و مواجب و حقوق و تمسك و تنخواه چه معنائى داشته است . بالاخره ايرانيان ، با چه روحيه و مقدماتى با تمدن جديد و آداب فرنگىمآبى آشنايى يافتهاند . اگر بخواهم به همه دقايق ظريف و فوايد متصور مندرج در اين كتاب عظيم و پرمطلب اشاره كنم اين گزارش از حد مقدمه تجاوز خواهد كرد . عين السلطنه از مردانى است كه اوقات زيادى از دوران جوانى او به سفر گذشت ، خواه به همراه ناصر الدين شاه و يا پدرش ، خواه به عنوان مأمور دولتى ، و خواه براى رسيدگى به امور ملكى و زراعتى خودشان . به همين مناسبت بخشهايى ازين كتاب سفرنامه است و طبيعة در سفرنامه مطالب متنوع وجود دارد . از جمله وصف راه و بنه و وسايل حملونقل و وضع محيط و طبيعت ( كوه و جنگل و رود و دشت و . . . ) و طرز چادر زدن و زندگى در آن و بسيارى فوائد ازين قبيل . فايدت عمدهاى كه از اين جلد روزنامه برگرفته مىشود تطبيق ميان مندرجاتى از آن با خاطرات روزنامهء اعتماد السلطنه است ، بدين منظور كه دانسته شود صحت و درستى ضبط وقايع در هريك بر چه پايه است و در جزئيات كدام از دو منبع مىتواند معتبر باشد . پس اين روزنامه وسيلهء خوبى است براى نقد و سنجش آن . من موارد مشابه ميان اين دو بسيار ديدهام كه دلالت بر صحت واقعه تواند بود و تصور نادرستى هريك از دو متن بر كنار مىشود . عين السلطنه ذوق نقاشى هم داشت به مانند عمويش ( ناصر الدين شاه ) و به همان اسلوبها . بعضى نقاشيها در روزنامهء خود آورده است كه عينا در چاپ آورده شده است . در جلدهاى مربوط به مشروطيت و پس از آن شمّ و كنجكاوى عين السلطنه موجب مىشود كه روزنامه جنبهء سياسى به خود مىگيرد و او نظريات خود را نسبت به هر واقعهاى عيان و بىپردهپوشى مىنويسد . از كارهاى مفيدش آن است كه اصل بعضى از شبنامهها و فوق العادهها را در كتابچه چسبانيده و گاهى متن مقالهها و اشعار را از روى روزنامهها نقل و ضبط كرده است . من در روزگار نوجوانى با نام سالور آشنا شدم . زيرا در باغ فردوس تجريش زندگى مىكرديم و باغهاى خاندان سالور در كنار آن بود . ما كه همسايهء نزديك آنها بوديم به حمام احداثى مرحوم عز الدوله كه در آن محله شهرت داشت مىرفتيم و كلمهء سالور را