سيد محمد كمره اى

905

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

دسايس فشنگچى بعد به خانه آمده ، از آنجا مقارن مغرب به خانه يمين الملك رفته ، به خانه آقاى زنوزى رفته ، نبود . يك و نيم از شب به خانه آقا شيخ ابو طالب تبريزى رفته ، آقا ميرزا محسن خان پسرش را ديده ، گفت دوازدهم اين ماه آقا شيخ ابو طالب از تبريز به‌سمت طهران حركت كرده و در تبريز او را چهار روز توقيف نمودند ، بعد او را مرخص نمودند كه در تبريز نماند و اين كار را به دستور حسين فشنگچى ، مكرم الملك نموده . مقاومت جنگلىها بعد بيرون آمده از خيابان اميريه به خانه عين الممالك رفته ، عضد الممالك و ميرزا محمد على خان هم بودند . تا ساعت سه از شب صحبت نموده ، چايى خورديم و از جنگلىها كه الحمد لله مغلوب نشده ، بلكه كاملا رشادت خود را ظاهر و قزاق‌ها را شكست داده و رفتند صحبت شد . بعد به خانه آمده ، شام نان و پنير و سبزى با احمد و بتول خورده ، ننه اسماعيل گفت حال ندارم و خوابيديم . [ امور روزانه ] پنجشنبه 23 رجب . - صبح بعد از چايى مهدى آمدورفت پشت‌بام ايوان . دو ساعت از آفتاب بالا آمده هم مشهدى محمود عمله آمد ، او را هم فرستادم پشت‌بام ايوان . بعد آقا شيخ محمد على قزوينى آمده ، مشغول صحبت و اينكه بازديد آقا شيخ ابراهيم داماد بيگلراف برويم . گفتم عصر ، بعد از ساعتى ايشان رفته عمله‌ها هم يك ساعت به ظهر مانده از پشت‌بام ايوان فارغ ، آن‌ها را براى خرابى شيروانى توى قهوه‌خانه فرستادم . ظهر هم با بچه‌ها ناهار آبگوشت و برانى و پنير خورده ، بعد چايى و كمك خرابى قهوه‌خانه كه شيروانى را بر مىداشتند . بعد بيرون آمده ، سوار واگون ميدان توپخانه كاغذها را به پستخانه از آنجا به دكان استاد حسن خان ، نبود . از آنجا مقارن مغرب به خانه آمده ، يمين الملك هم آمد و اظهار داشت كه تا دو سه روز ديگر پولى به جهت شما مىآورم و مطلع شد از خرابى ايوان ، وعده كرد 25 عدد سنگ براى ورودى ايوان خريده ، فردا بفرستد . در اين بين آقا شيخ محمد على قزوينى با آقا شيخ شريف و آقا شيخ ابراهيم قزوينى آمده ، گفتم بنا بود كه مرا خدمت آقا شيخ ابراهيم ببريد . گفت خودش