سيد محمد كمره اى

896

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

تحريك نصرت الدوله بعد آقا ميرزا رضا خان قرار داد كه عصر يكشنبه بروم آنجا ، آقاى تنكابنى ، ممتازين ، مستشار و آقا شيخ حسين يزدى را هم خبر نمايد . بعد بيرون آمده از راه دروازه شميران قدرى سبزى چلو خريده آقا شيخ حسين گيوه‌فروش را ديده ، اظهار داشت مجلس پريروز به تحريك نصرت الدوله شده بود كه برهان و ناظم و حاج ميرزا حسين ، پس‌پريشب به منزل او رفته بودند و دستور داشتند . بعد با محسن ميرزا تا دم شمس العماره و مغازه خلخالى آمده ، قدرى با آقايان آنجا مهملات و مطايبات گوش داده ، ساعت يك و نيم از شب بلند شده به منزل آمدم . بچه‌ها مشغول برانى و ماست و پنير و سبزى و شربت شيره بوده ، من هم مشغول خوردن . نامه‌اى به مهاجرين اواخر ، آقاى مرآت الممالك وارد ، به قدر ساعتى صحبت ، و روز جمعه عصر را به خانه خودش كه مصدق السلطنه قصد رفتن به اروپا را دارد و مىخواهد پيغام يا كاغذى به مهاجرين ، بنده و تنكابنى بنويسيم و به او بدهيم . مصدق و تنكابنى و عين الممالك هم مىآيند . من هم قبول كرده ، ايشان رفتند ، بعد خوابيديم . [ امور روزانه ] پنجشنبه 16 رجب . - صبح بعد از چايى ننه اسماعيل به حمام رفته ، من هم بيرون آمده برحسب وعده به خانه شيخ حسن رفته قدرى صحبت و از شدت فكر و غصه اوضاع حاليه دو سه دست شطرنج بازى كرده . آقاى تنكابنى و برهان و حاج عز الممالك هم آمده ، بعد ناهار مفصلى خورده ، مشغول صحبت و چايى و شطرنج شده ، عصرى آقايان به خانه طباطبايى همدانى بعد هم من و آقا شيخ حسن خان رفتيم . تا يك به غروب آنجا صحبت . تقاضاى رفع حكومت نظامى بعد برهان گفت عصر دوشنبه حضرات جمعيت منزل ما خانه حاج ميرزا حسين كرمانشاهى مىآيند براى اعتبارنامه يا كاغذ به جهت برداشتن حكومت نظامى به وثوق الدوله . بعد بيرون آمده به خانه آمدم . ننه اسماعيل مضطرب بود كه اسماعيل را مىخواهند عمل نمايند . بعد از خانه بيرون آمده مقارن غروب به