سيد محمد كمره اى
887
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
[ امور روزانه ] دوشنبه 6 رجب . - صبح بعد از چايى تقى فعله و استاد على حسن آمده به قدر ساعتى خاكهاى پاى ديوار چينه را كه باد بخورد رد نموده من هم به خانه آصف خان همسايه ، بازديد رفته ، ساعتى صحبت از مظالم صدر الاسلام همدانى كه خانه مسكونى او را به غصب تصرف نموده مىكرد . بعد بازار و سوار واگون شده به خانه آقا اكبر آقاى تويسركانى به جهت ديدن اقوامش كه از مشهد آمده بودند رفته ، ساعتى آنجا چايى خورده بيرون آمدم . و از ميدان توپخانه سوار واگون . گوشت هم خريده به خانه آمده ، بچهها نان مىپختند ، بعد بتول آمده ناهار دمپخت و ترشى خورده ، بعد چايى . بتول به مدرسه . ننه اسماعيل هم به مريضخانه رفته . عصر من بيرون آمده به حجره حاج سيد نصر الله تاجر رفته ، قدرى صحبت . باران هم مىآمد . بعد به حجره آقا ميرزا صدر الدين رفته ، آقا يحيى هم آمد . آنجا هم تا نيم از شب به چايى و صحبت مشغول شده ، بعد بلند شده به خانه آقا ميرزا خليل كه از قم آمده بود ديدن رفته ، آقاى عين الممالك و ميرزا على آقا و آقا ميرزا اسماعيل خان مميززاده هم آمدند . تا ساعت سه از شب چايى و مشكوفى خورده ، صحبت نموديم . قرار شد شب سهشنبه منزل آقا ميرزا على آقا برويم . بعد با عين الممالك بلند شده ، باران در كمال خوبى مىآمد . تمهيدات براى انتخاب شيخ محمد على قزوينى سهشنبه 7 رجب . - بعد از چايى شيخ عماد الدين شهيدى با يك نفر ديگر آمده ، اظهار نمودند كه براى انتخاب آقا شيخ محمد على قزوينى از بلوك شهريار و ساوجبلاغ و اشتهارد و برقان وسايلى تهيه نمايم . گفتم مالكين آنجا را بگوييد هر كدام من آشنا باشم وامىدارم كه به اهل ده خودش بگويد كه شيخ را انتخاب نمايند . بعد آنها رفته هوا هم خيلى باصفا به جهت بارانى كه آمده بود ؛ اگرچه چينه جديد ما را قدرى خراب نموده بود . بعد بيرون آمده سوار واگون ، بالاى لالهزار پياده به خانه استومپ [ دندانساز ] رفته ، حاج شيخ محمد حسين يزدى هم آنجا آمده بود . قدرى صحبت ، اظهار داشت فردا سه ساعت به غروب منزل آقا ميرزا رضا خان نايينى بياييد . آقا ميرزا حبيب الله خان علىآبادى هم آنجا آمد . دو ساعتى به صحبت و روزنامه خواندن مشغول تا نوبت من رسيد .