سيد محمد كمره اى

878

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

[ با ] داماد وثوق الدوله پسر امير نظام در جايى بودم كه گفت امشب خبر تلگرافى رسيد كه عده‌اى از جنگلىها در رشت تسليم شده ، اسلحه خود را هم به دولت داده و مابقى هم به تدريج تسليم مىشوند . از اين خبر حقيقتا متألم شده كه بدون شرايط و معاهده چطور اين كار را كرده‌اند . يا دروغ است يا عده‌اى از منافقين جنگلىها اين كار را كرده‌اند . بعد نزديك ظهر بلند شده ، سيف الاطباء قرار گذاشت همين دو سه روزه يك روز را خبر كرده برويم سبزى پلو با ماست با آقاى امين الممالك بخوريم . بعد بيرون آمده ، قدرى با آقا ميرزا عباسقلى خان درب دكانش صحبت . بعد درب نقاره‌خانه سوار واگون به خانه مشير اكرم رفته ، با قدس السلطنه صحبت مىكرديم و تب مىكرد . مشير اكرم هم آمد . ناهار آش و آبگوشت و چلو و فسنجان خورده ، قدرى صحبت و دراز كشيده ، چايى خوردم و بيرون آمدم . به خانه حاج ميرزا حسين كرمانشاهى ، نبود . خانه معاون همايون را در كوچه عزت الدوله پيدا نكردم . به خانه آقا شيخ على همدانى كه جزو محبوسين انگليسىها در بغداد بود رفته ، نبود . صحبت همدان به خانه قويم الممالك رفته ، آقا ميرزا اسماعيل خان و كاكا حسن هم آنجا بوده ، صحبت همدان و وكلاى آنجا پيش‌آمد كه از طرف دولت وثوق الدوله و امير نظام و از طرفى سالار لشكر و امير نظام و از طرفى بهاء الملك و بعضى ديگر ، چون كوران مساعد با وثوق الدوله نشد ، انتخابات آنجا عقب افتاد . بعد تفصيل منشى ناصر الملك را كه گرفتارى برايش حاصل شده بود نقل كرد . بعد قرار شد روز جمعه ناهار به منزل ميرزا اسماعيل خانه به آش ماست مهمان شويم بعد بلند شده به خانه مورخ الدوله رفته ، قدرى صحبت ، اظهار داشت امروز صبح منزل حاج مفتح الملك جمعيتى بوديم از قبيل ميرزا كريم خان ، فيروز الدوله و غيره . عقب شما فرستاديم نبوديد . پس‌فردا عصر چهارشنبه منزل فيروز الدوله تجديد خواهد شد ، شما هم بياييد . گفتم اگر بشود خواهم آمد . بعد تفصيل اينكه مرا رييس تفتيش معارف نمودند ، خواستم كه اپيكيان را تابع نمايم وزير راضى نشد ، من هم ديگر نرفتم .