سيد محمد كمره اى

874

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

به طهران را نقل نمود ؛ قصه‌اى شنيدنى بود . بعد به خانه آقا ميرزا سيد احمد خان رفته ، نبود . به خانه حاج صادق بانكى رفته عيادت و تبريك عيد و قدرى صحبت . مقارن ناهار بلند شده به خانه ميرزا احمد خان شيرازى رفته ، نه خودش و نه عيالش بود . بعد به خانه آمده ، ناهار با زينت و عزت و بتول و احمد و ننه اسماعيل آبگوشت ، ماست و قدرى دم‌پخت خورده ، مشغول تحرير شده ، بعد از چايى بيرون آمده منزل آصف خان ، نبود . دكتر سعادت نبود ، امير مفخم نبود ، مهذب نبود . دكتر يوسف خان جلالى بود ؛ ساعتى نشسته ، صحبت و چايى . بعد به خانه آقاى فطن الملك ، نبود . به خانه آقا شيخ مهدى نجم‌آبادى سيگار و قهوه ، بلند شده خانه عز الملك و خانه مصدق السلطنه ، نبودند . در تعقيب محمود خان پهلوى چاپارخانه ، پهلوى را ملاقات ، اظهار داشت كه نصرت الدوله سخت تعقيب مرا نموده و گفته بايد به واسطه توهينى كه به ويستادهل نموده منفصل شود از خدمت دولت . محاسب الممالك ايستادگى كرده كه كار دولت به زمين مىخورد و او به غير از كار ادارى به هيچ‌كارى نمىرسد ، در هيچ حزب و جمعيتى نيست . ديروز هم كاشانى تلفن زده بود كه آن كاغذ كه ويستادهل مسود نموده كه من رفع سوءظنّم از ويستادهل شده و او را ظنين در قتل استوار نمىدانم ، جواب دادم كه من حاضرم حبس شوم و آن كاغذ را امضا نمىكنم . بعد از مدتى درد دل از چاپارخانه بيرون آمده ، به نظميه حضور شرافتمندان ارداقى و عماد رسيده ، تبريك مقام معنوى مظلوميت آن‌ها را داده ، قدرى صحبت و به اميد آنكه در همين هفته مرخص مىشوند بودند . خداوندا حبسىها چه مىكشند ؟ ! آيا غير محبوسين مىفهمند به آن‌ها چه مىگذرد ؟ اختلافات بختيارىها بعد بيرون آمده بين راه به ميرزا حبيب الله خان رسيده با من به خانه احياء السلطنه آمد . قدرى صحبت . بعد از آنجا به خانه مخبر الدوله و به خانه امنع الدوله برادر معين الاسلام و انتيكه‌چى و بصير الدوله ؛ نبودند . به خانه صمصام السلطنه رفته ، شكوه آنكه تحريك كرده‌اند كه قونسول اصفهان به طهران