سيد محمد كمره اى

872

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

ايلات گرفته كه قزاق‌ها گرفتار مىشدند . بعد ساعت سه ربع بلند شده آقاى عين الممالك به منزلش ، من هم به خانه آمده ، شام نان و پنير و شربت و بورانى و مغز گردو و با بچه‌ها خورده ، خوابيدم . [ امور روزانه ] سه‌شنبه 22 جمادى الثانى . - صبح بعد از چايى استاد على حسن سه نفر عمله و يك نفر چينه‌كش آورده ، سركار گذاشت و رفت و مجددا رسم الحساب هشت هزار صبح و دوازده هزار عصر ، بعد از فراغت از كار دادم . صبح از خانه بيرون آمده ، بازديد و ديد به خانه رفقا رفته ، تا ظهر به خانه خلخالى رفته ، آقا شيخ جلال و آقاى تنكابنى و دكتر سيد محمد خان و پرويز و مجله و افجه‌اى هم آنجا بودند . قدرى صحبت . بعد آقا شيخ جلال رفته اما معلوم شد كه آقا شيخ جلال به احتمال ، بل يقين به اينكه ما جلساتى داريم حواسش پرت شد و از هيچ‌چيز به خيال افتاد . بعد ناهار فسنجان گوساله شكمى با ماهى و چلو و آش رشته و ماست و پنير و سبزى خورده بعد چايى . بحث قيموميت ايران در ضمن مسموعات نقل شد كه وثوق الدوله ، شنبه ده روز پيش حضور شاه رفته و دستخط اختيارات تامه در قلع و قمع جنگلىها خواسته ، شاه نداده بود و گفته بود در امور جزئيه كه از من نبايد سند بگيرى . وثوق با افسردگى از حضور مراجعت كرده بود . وثوق الدوله مىخواهد خودش به پاريس رفته و نماينده صلح شود . چون مشاور الممالك در آنجا بر خلاف ميل متفقين مشغول اظهارات و بياناتى شده كه متفقين ميل ندارند و ايرانىها كه در مصر و اروپا بوده‌اند همه در پاريس جمع شده ، در واقع مجمع زيادى مثل اينكه با جمعيت خودشان كنفرانس مىدهند و متفقين ميل دارند كه مشاور الممالك از طرف ايران اظهار نمايد كه ايران قيم لازم دارد و قيم هم بايد انگليس باشد ، مشاور زير بار نرفته و اين صورت را مقيد به نظارت امريك راضى شده كه موكول دارد . از اين جهت وثوق الدوله را دستور داده‌اند كه مشاور را معزول و خود به پاريس رفته ، قيم بلاناظر را انگليس قرار دهد و شايد به واسطه اينكه تحكيم اين مطلب بشود زمزمه ندادن انگليس است كه اين ماه ديگر شهريه را ندهند تا تمام دواير دولتى و شارلاتان‌ها تنقيد از مشاور و تمجيد از وثوق و مسافرت او را فراهم آورند .