سيد محمد كمره اى
867
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
بسازيم ، نمىتوانم كارى بكنم كه ديوار كاروانسرا كه پيش آمده خراب نمايم . خود آنها هم زير بار نمىروند . فقدان تأمين حقوقى همين قسم ديوار را بگذارم محل ورود دزدها به آسانى از بام كاروانسرا و از درهاى طويله و اطاق از پايين به سهولت مىآيند . ديوار آنها را بتراشم يك مرتبه فرياد مىكنند ديوار ما را خراب كردى و خودشان شايد از زير ، شبانه خراب كنند و به گردن من بگذارند . همين قسم بسازيم زمين و ملك خودمان را تسليم مدعى نموديم ، عارض بلديه شدم . حكم و تصديق حق مرا نمودند آنها مىگويند ما خراب نمىكنيم و بلديه حق تصديق را ندارد . عارض به محاكم ديگر بشوم ، مىترسم مبتلا بشوم و تا يك سال طول محاكمه بكشد و بالاخره با نظرات دولت كه اعدام ماها را مىخواهد از جريان حاليه محكوم شوم و تا آن وقت هم همه قسم دزدى به خانه ما بشود ، دزد را كمين نمودن هر شب كه نمىتوانم تنها بروم اندرونى . بيرون هم زنها مىترسند . خودم هم بروم اندرونى شايد مجروح و معدوم شوم . يا اگر ضربتى بزنم آن وقت نظميه بگويد جانى هستى و خودت اين شخص را بردى منزل صدمه زدى . حرف هم بزنم و مجروح نشوم و دزد را هم مجروح نكنم آنوقت نظميه مىگويد كه دزد از شما چيزى نبرده كه استنطاقش نمايم ؛ دزد را بعد رها مىكنند . اى واى به حال ما بدبختها كه چه مىگذرد ، اين يك رشته از گرفتارى است . هر كار و امرى كه ماها داشته باشيم در هر قدم هزاران موانع براى ما ايرانى درست شده ، بعد متفكرا متحيرا مقارن غروب به نظميه رفته . شيخ كاظم خان پشت ميز و كشيكش بود . تفصيل را به او گفتم ، گفت برويد و تفصيل را در اين ورقه بنويسيد و بياوريد كميسرى تا ما راپرت به تأمينات بدهيم . بعد برويد توضيحات بدهيد . ورقه را گرفته به خانه آمدم كه شب تفصيل را نوشته فردا به كميسرى بدهم . در راه نيم از شب خانه عين الممالك رفته ، نبود . در دفاع از جنگلىها به خانه آمده پشت ميز نشسته ، مشغول فكر بودم كه اين چه اقداماتى است دولت براى اعدام جنگلىها مىكند ؛ چريك چگينى و چريكسوار از ظفر نظام