سيد محمد كمره اى

856

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

خان بيانى كرده ، بدى اوضاع را بيان كرد . قدرى از موليتر كه يك ميليون خرج تراشى براى دولت به اسم ارزاق فراهم آورده . بعد ساعت سه و نيم از شب بلند شده ، به خانه آمده ، شام آبگوشت و بورانى اسفناج خورده ، خوابيديم . عصر هم نصير السلطنه آمده و كارت داده ، رفته بود . [ امور روزانه ] پنجشنبه دهم جمادى الثانى . - صبح بعد از خواب بيدار شده ديدم ديروز عصر چينه را از گل و خاك درست نشده ، قريب سه چهار ذرع كشيده بودند آهك هم داخل نكرده بودند . خيلى خلقم تنگ شده بود كه به تقلب ترتيب شده بود . بعد صبح عمله از طرف استاد على حسن آمده ، خودش هم آمد ، دستور داد كه به صحت گل را عمل بياورند . بيچاره استاد هم چشمش درد مىكرد . دلم سوخت . بعد چايى خورده ، احمد و بتول هم مدرسه رفتند . من هم مشغول تحرير شده متفكر از وضع زمانه شدم . ننه اسماعيل هم به حمام . بعد ناهار بتول از مدرسه و ننه اسماعيل هم آمد . عمله هم قدرى كلوخ خرد كرده ، آب ريخت و رفت . همسايه شاهزاده هم آمد با يك بنا اظهار داشتند كه ديوار ما را شمع بزنيد كه خراب نشود و خوردخورد بتراشيد كه شما هم ديوار خود را ساخته و تصرف كرده باشيد . بعد قرار شد فردا بناى آن‌ها هم بيايد و مشغول حفظ ديوار خودشان باشند بعد آن‌ها هم رفتند . ناهار نان ، پنير و بورانى اسفناج خورده ، بعد چايى . بتول هم به مدرسه رفت ، ننه اسماعيل تنها ماند . من هم بيرون رفته به وزارت عدليه براى تحقيق احضاريه اصفهان اسد الله خان كه مشهدى محمد رضاى خمينى مدعى او بود كه [ به ] رويت او رسيده . رييس محكمه شريف العلما اظهار داشت جواب نوشته كه مدرك مدعى را بفرستيد تا رويت بنويسم . بعد به وزارت داخله رفته ، بيان الدوله را در خصوص ارفع الممالك ديده ، اظهار داشت كه ارفع گفته دو ماه شهريه خانه مساوات ، بيشتر گمانم نيست نزد من مانده باشد . به اقتدار الدوله هم تفصيل را گفتم . اقتدار گفته بود اين دو ماه [ را ] از ارفع در بياوريد تا تتمه را فكر نماييم . بعد بيرون آمده ، قبلا هم آقاى مرآت الممالك را ديده اظهار داشتند كه در زنجان مشير الممالك درصدد است كه من انتخاب بشوم به جهانشاه خان هم از طرف آقا ابلاغى شده . تو هم اگر روابطى دارى اظهارى بنما . من هم قبول نموده ، بعد به دكان حكاك براى مهر آقا نجفى رفته ، سه روز ديگر مهلت خواست .