سيد محمد كمره اى

854

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

از زحمات دو سه‌ماهه از ترس اينكه مبادا بىمبالاتى شريك و يا تقلب او باعث خسارتش بشود ، هشتصد تومان كه نقدا داده بود و دو سه ماه هم زحمت كشيده بود همه را به دويست تومان نقد و پانصد تومان قسط قرار و صلح نموده بود . آن شريك تاكنون كه مدتى است مىگذرد نه نقد را داده و نه قسط را . يك فقره هم بيست پارچه لباس از زنى كه از عشرت‌آباد آورده بود و سرقتى درآمده ، بعد قدرى با آقا ميرزا ما شاء الله صحبت . از آنجا بلند شده به حجره آقا ميرزا صدر الدين آمده ، قدرى صحبت نموده ، از آنجا قريب غروب به خانه مشير اكرم رفته ، ديدم سواره مىرود به خانه مخبر الملك . احوال پرسيدم گفت پسر معتمد الدوله ديروز حالش خيلى بد شده بود ، فردا خودش به شهر مىآيد . عصمت السلطنه هم ناخوش و پايش درد مىكند . فردا شما بياييد منزل ، معتمد الدوله هم مىآيد شهر . انتحار ميرزا جواد خان رياضى خبر تازه آن‌كه ميرزا جواد خان رياضى امروز خود را قبل از ظهر در خانه مير موسى خان انتحار كرده . بعد مشير اكرم رفت . من هم آمدم حجره خلخالى ، صحبت انتحار بود . خلخالى مىگفت ميرزا جواد خان خيلى متالم در اين دو سه روزه بود كه مرا بىجهت تعقيب در نظميه و عدليه و وزارت ماليه مىكنند و استنطاق به جهت حريق ماليه مىنمايند ، در صورتى كه خيلى تفريط در باندرل شده و برده‌اند . درب اطاق به مهر ميرزا هاشم خان بود بعد كه مهر اسكندر خان مىشود تقلب مال سايرين بود ، بعد مرا تعقيب مىكنند . بعد تنقيد از اين انتحار شد كه چرا اسباب صدمه غير را فراهم مىآورد و بيچاره مير موسى خان در خانه خودش با نعش ، همه توقيف و استنطاق مىشود . ساعت يك از شب بلند شده به‌سمت خانه آمدم . شام نان و آبگوشت خورده خوابيديم . [ امور روزانه ] چهارشنبه نهم جمادى الثانى . - صبح احمد را فرستادم عقب استاد على حسن چينه‌كش . بيچاره چشمش درد مىكرد . من هم عجب گرفتار شدم و خانه محل دزدگاه شده . بعد چايى خورده ، احمد و بتول به مدرسه رفته ، ننه اسماعيل هم به حمام . من هم مشغول تحرير شده و قدرى باغچه بيل زده ، بعد كه ننه اسماعيل از حمام آمد ، دو من اسفناج خريده دادم بورانى نموده ، خودم بيرون