سيد محمد كمره اى

40

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

اينكه شما اگر داخل فرقه بشوى فقط آن‌ها كه شما را دعوت كرده‌اند شما را بدوشند و شما هم اطمينان به كمك آن‌ها بكنيد و مقاصدى كه داريد به خيال اجراء بيفتيد بدتر خواهد شد و دمكراتيت شما هم در جزو هم‌قطاران جديد قائم‌مقام الملك و سپهسالارها و سپهدارها و غيره و ظل السلطان خواهد شد . گفتم ابدا صلاح شما نه حاليه و نه آتيه ، دخول رسمى در فرقه نيست . فقط مىتوانى فرقه را به عمليات خودت جلب نمائى ؛ چنانچه چند نفر از بزرگان هستند كه به حسن فطرت و اعمال ، طرف ميل فرقه خود را واقع ساخته مثل آقاى مستوفى الممالك و . . . « 1 » صرفه شما و ما فرقه اين است كه اين قسم بشود . ساعت سه نيم از شب ، او رفته بنده هم با مشير و شاهزاده قدس و احمد شام خورده ، كاغذ معتمد الدوله را كه به من نوشته بود و تقاضاى درج رفع اتهامى كه به او در باب پانصد تومان از امير مكرم رشوه گرفته ، به نوشتهء علماى آنجا كه تكذيب كرده بودند در جريده ايران بشود . بنده گفتم اردبيلى با من محبتى ندارد ، مشكل است قبول نمايد . خود مشير اكرم هم تقاضا كرد كه شما عدل الملك را براى سفارش معتمد الدوله كه پايش را از توى كفش او بيرون كشد بنمائيد . اما از روابط حسنه بين بنده و آقاى عدل الملك و مدير ايران و غيره و تشكيليون حقيقت ندارد . قدرى هم صحبت مخبر الملك به جهت كانديدا شد ، بنده هم با احمد ساعت پنج به منزل آمده خوابيدم . [ امور روزانه ] پنجشنبه 25 رجب . - صبح دو پاكت يكى به جهت حاج جلال لشكر كه سيصد و پنجاه تومان به‌جهت نيم ربع ملك خمين كه مرتضى قلى خان به جهت من خريدارى كرده از محل طلب‌هاى من از غيرو « 2 » ، قدرى هم از طلب من از خودش به صاحب ملك بدهد و يكى هم به خود مرتضى قلى خان كه وجه را بعد از دادن قباله برساند نوشته و دو طغرا برات يكى لاشه و ديگر صحيح كه حاج عباسقلى خان « 3 » حواله فرستاده بود و نكول شد و بعد در كمره لاشه شده بود و يكى هم مجددا ، آن هم وصول نشد در جوف پاكت به جهت حاج جلال لشكر فرستادم كه از حاج خان دريافت شود به پستخانه دادم . بعد سوار واگون شده

--> ( 1 ) . نقطه‌چين در اصل . ( 2 ) . ديگران . ( 3 ) . حاج عباسقلى خان از خوانين بزرگ طايفه دالابى . وى مدتى در زمان سلطنت مظفر الدين شاه نايب الحكومه كمره بود .