سيد محمد كمره اى

33

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

رفته آقا مير سيد هاشم پهلوان مرا ديده او هم كسب تكليف كرده ، تفصيل را به او گفتم . او هم گفت مرا حاضر براى ترتيب خودتان بكنيد . بعد به منزل آقاى اقتدار بعداز ظهر رسيدم . آقاى افجه‌اى و آقاى پرويز زودتر از من تشريف برده بودند ، صحبت ادله تشكيلات و عدم تشكيلات شد . آقاى اقتدار متقاعد نشد و از مغلوب شدن كدر شد . سه نيم بعداز ظهر بلند شده تا درب شمس العماره آمديم . من سوار واگون منزل مشير السلطان رفته او را ملاقات و قدرى از حركات مهاجرين خودمان با الفاظ ركيكى تنقيد نمود . از آنجا به منزل دكتر حسن خان رفته ، نبود . سپردم كه شب بيايد منزل آقاى امير حشمت . بعد مراجعت ، در سر خيابان نعش سيد آقا خان نام ، سركميسرى سرچشمه را مجللا با عموم آژان‌ها و موزيك حركت مىدادند . از آنجا به خانه مير سيد احمد خان مستوفى رفته قدرى صحبت از آقاى ظهير الاسلام سارق قرآن از ضريح امام ثامن شد . شخصى يك رباعى نقل كرد : معروف بود از آنچه عثمان دزديد * از بعد نبى سه جزو قرآن دزديد سى جزو ديگر خط امام چارم * آقاى ذهير [ ظهير ] در خراسان دزديد جذب دكتر حسن خان توسط تشكيليون بعد بلند شده منزل همشيره رفته ، جمال و دو بچه ديگر از همشيره سرخك درآورده بودند ، قدرى هم آنجا مانده ، اول مغرب منزل آقا سيد اسد الله اصفهانى رفته آقاى افجه‌اى ، بينش ، پرويز ، ميرزا ابراهيم خان و ميرزا اسماعيل خان و يازده نفر ديگر آمده [ از ] ترتيب كميسيون انتخابيه صحبت شد . بعد من اجازه گرفته به منزل آقاى امير حشمت رفته ، مستشار نظام و دكتر حسن خان منتظر آمدن من بوده . آقاى امير حشمت و آقا ميرزا حسين خان هم تشريف داشتند . معلوم شد دكتر را تشكيليون خيلى جذب و جلب نموده . ميرزا على اكبر وعده وكالت ساوه به او داده ، قدرى مذمت كه فلانى براى خاطر مساوات و سايرين با تشكيلات همراهى نمىكند . قدرى هم از مهاجرين كه اگر آنجا تشكيلاتى دارند چرا به ما