سيد محمد كمره اى

21

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

مهاجرين نشدند و اشخاص صالح‌تر نشدند آن‌وقت خارج شوم . البته انتظام و رفع هرج‌ومرج خيلى اهميت دارد . سه [ ساعت ] و ربع كم بلند شدند و رفتند . من هم آبگوشت شام خورده . سيد حسين اردبيلى در مظان اتهام دوشنبه 15 رجب . - صبح بعد از چايى سوار واگون شده به پستخانه رفته ، آقا ميرزا حبيب الله خان خانه بود . پياده از درب شمس العماره كه مىرفتم آقا حسين آقا را ديده ، بعد وثوق التجار اردبيلى را ، گفتم مىروم خانه ميرزا حبيب الله خان كه از مشهد آمده ، آن‌ها هم آمده ، در بين راه صحبت شد . وثوق گفت چند سال قبل مجلسى با آقا حسينقلى تارزن و داود خان نامى حال كرده بوديم . داود خان گفت مرده باد اردبيلى . من بدم آمد . گفت تو را نمىگويم ، يك اردبيلى هست كه مىآيد ماهى پنجاه تومان از خانم انگليسى كه ارباب من است براى تعليم به او در سفارت مىگيرد و آن‌وقت بعد از درس و قدرى صحبت ، مطالب سرى و غيرسرى مجلس را به او مىگويد . بعضى اوقات كه من مشروب يا چايى مىبرم مطالب را با قلم مداد نوشته به خانم مىدهد . بعضى اوقات هم خانم ساعت چهار ، پنج ، شش ، هفت از شب رفته خانم مرا مىفرستد عقب او و او مىآيد باهم صحبت مطالب مجلس و اسرار او مىشود و او مىنويسد و اسمش سيد حسين اردبيلى است . بنا شد تحقيق از رفته‌گان خانه سپهسالار كه معروف شده بنمايم كه صدرائى و ملك الشعرا و ميرزا محمد خان ماليه و ميرزا على اكبر ساعت‌ساز ، مير سيد حسين خان برادر عميد ميرزا حسن صدرائى ، ركن الممالك ، ميرزا ابراهيم قمى كه شب سه‌شنبه نهم همين ماه به باغ مكرم الدوله نزديك باغ فردوس رفته سپهسالار را در آنجا ديده قرار دمكراتيت او و كنترات نان كه او ده ساله از قرار يك من يك قران بنمايد و تكفل مخارج يك روزنامه بشود و صحبت اينكه حشمت الدوله و سردار منصور و امين الملك باهم هستند ، حشمت الدوله هم خيال استعفا دارد ، چون كابينه با نظريات او همراه نيست .