سيد محمد كمره اى
561
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
افتادهام ، به سلامتى شما عيال گرفتهام و با خداى خود عهد كردم عقب هركارى بروم الا اين امور سياسى و ترورى . بعد ويستادهل گفته بود پس سيد مرتضى را ببين كه او هم دست بكشد . بعد دو سه روزى زحمت كشيده ، سيد مرتضى حاضر نشد . آمدم به ويستادهل تفصيل را گفتم و يك هزار تومان هم كه كفيل سيد مرتضى داده بودم خود را در نظميه از كفالت بيرون آورده هزار تومان خود را بيرون آوردم . مجمع تروريستها مطلب ديگر غرّه همين رمضان 1336 در خانه دكتر امير خان طبيب نظميه بيست نفر ناهار با ضيافت شايان مشروبات و ناهار سر ميز جمع بودند ؛ حسين فشنگچى ، ميرزا احمد خان برادر سالار فاتح ، حسين لله ، ميرزا على خان زنجانى ، ميرزا عبد الحسين خان شفاء الملك و چند نفر اجزاى تأمينات . آن روز ماموريت دو سه نفر براى كشتن مخبر السلطنه معين مىشوند . حسين لله ملتفت مىشود « 1 » صدرايى با مقامات عالى ترورها يكى بود و به آنجا كه حسين فشنگچى مربوط بود صدرايى ارتباط داشته اما حسين لله را صدرايى خام و با او گرم مىگيرد و به خرج لله مىدهد كه من حقيقتا دوست مخبر السلطنه هستم و با وثوق الدوله و نصرت الدوله و عدل الملك باطنا خوب نيستم . حسين لله هم احمق با او رايگان « 2 » مىشود و مىآيد به او محرمانه مىگويد كه مخبر السلطنه چند روزى خود را بپايد چون خيال زدن او را دارند . صدرايى هم مىرود و به مخبر السلطنه مىگويد . مخبر السلطنه هم صد تومان به صدرايى مىدهد كه به حسين لله بدهد خرج نمايد . صدرايى هم مىدهد و در آن جمع خانه دكتر امير خان هم مست كه مىشوند خيلى اسرار گفته مىشود ، منجمله حسين لله مىگويد بايد نصرت الدوله و وثوق الدوله و سيد ضياء و عدل الملك را كشت و من تهيه آنها را ديدهام . غفلتا از آنكه حسين فشنگچى از طرف وثوق الدوله و نصرت الدوله ، ميرزا على خان زنجانى ، فانى ، تدين ، ملك الشعراء ، دكتر امير خان ، ويستادهل تأمينات كه حقيقتا وظايف ديگر و بايد به هزاران زحمت كار
--> ( 1 ) . سه كلمه پاك شده . ( 2 ) . صميمى و خودمانى .