سيد محمد كمره اى
556
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
مداحى و طرفدارى او را بنمايم ؟ بعد قرار شد عصرى تشريف بياورند منزل بنده كه به اتفاق به عيادت يمين الممالك برويم . بعد بلند شده به دكان آقا ميرزا عباسقلى خان رفته سفارش نان كه ديروز نموده بودم گفت صبح فرستاده و حاضر است . گفتم نگاه داريد برگشتن . اقتدار الدوله و بد گفتن به من نزد ابو الحسن خان بعد دو پاكت و يك تلگراف كه از كمره به توسط من به وزارت داخله آمده بود به ايشان داده كه به اقتدار الدوله برساند ؛ خواه او انتقامى از حركات ژاندارمرى آنجا كه توهين به آقا ميرزا عبد الحسين و آقا مرتضى نموده و سر آنها را شكسته بنمايد يا آنكه به جهت عداوت من بيشتر اسباب صدمه آقايان را بهوسيله دسايسى كه دارد فراهم بياورد . بعد بلند شده به اتفاق اكبر آقا صحبتكنان ، در بين اظهار داشت كه ابو الحسن خان چند روز قبل به وزارت داخله براى رفع گرفتارى ولايت خودش رفته بود . اقتدار الدوله اول اظهار تألم از صدماتى كه به ابو الحسن خان وارد شده بود نمود . بعد گفته بود كه من كاملا از وضع ولايت شما مطلع هستم و دولت مرا با يك اختيارات تامه براى تهيه گندم و وصول بقاياى چندساله مامور نموده بود و چه قسم آنجا رفتار كرده بودم . ابو الحسن تعريف نموده بود . بعد اقتدار گفته بود كه كمرهاى برمىدارد و به آن جاها مىنويسد كه اقتدار همچه . . . و چيزهايى اقتدار به ابو الحسن خان گفته بود كه ابو الحسن خان از ترس اينكه من به شما بگويم ، نگفت . نوبت غلبهء خارجه گفتم آقاى اقتدار اگر روزى براى محاكمه رسيد معلوم مىشود . حالا كه نوبه غلبه خارجه است بر ايرانى بدبخت . اين است حال تقىزاده و نواب و مساوات و سليمان ميرزا و آقا سيد جليل و تربيت و اسد الله خان و منشىزاده و رشيد السلطان و حسين خان لله و مشكوة و ارداقى و عماد و چندين نفر ديگر . نمىخواهد اينقدر ميداندارى نمايد ؛ اين سر بنده و چوگان او . بعد آقاى خلخالى را در خيابان ديده مرا از اكبر آقا جدا ، صحبت ميان افتادن خودش در تقسيم تركه بين ورثه مرحوم حاج على شالفروش و عارض شدن احمد آقا به