سيد محمد كمره اى
544
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
كردهاند و به همديگر وعدهها دادهاند كه مشاور الممالك را رييس الوزراء بكنند و مشاور هم تلافى نمايد ، اين دو سه روزه به طمع بناى مخالفت را با كابينه گذاشته و فقط براى هوس رياستوزرايى در بعضى آراى كابينه اظهار موافقت نمىكند و در خارج مىگويد چون كابينه مىخواهد ما را از بىطرفى خارج نمايد من حاضر نيستم و وسايط برمىانگيزند كه با سفارت عثمانى و قونسول آلمان روابطى پيدا كند اما بايد دانست كه مشاور و امثال او فقط علاقمند به ازدياد جاه و مقام و دخل و رياست هستند . هرطرف بيشتر و وسايلش مهيا شود فورا انتريك مىشوند . حقيقتا نه علاقه به ايران نه به انگليس نه به آلمان نه به غيره دارند . سفراى انگليس و آلمان و غيره هم اينها را خوب مىشناسند و فقط براى اينكه موقتا آنها را از جزو اتباع خصم خارج نمايند اظهار مساعدت و تصديق اين دلالان و اظهار محبت به آنها كه اقبال مىكنند مىنمايند . غلامرضا خان نظميه رفت . من هم بعد از ظهر ناهار مشغول خوردن آبگوشت ، هرسه با بتول و ننه اسماعيل شده اواخر ناهار آقا سيد تقى آمد احمد هم بقيه گندم را از خانه مشير اكرم آورد . آنها هم ناهار خورده ، بعد خوابيدم . بعد از خواب چايى خورده احمد را فرستادم به آسياب معاضد السلطنه كه برحسب وعده بلكه آرد براى خانه مساوات بدهند . شكست مالى خودم هم بيرون رفته منزل حاج صادق بانكى ، ديدم بيچاره پادرد بسترىاش كرده . تا مغرب آنجا بوده ، بشاشتى از اخبار شكست و فرار انگليسىها داشت و از اينكه خسارتى زياد از بابت اسكناسها كه واخورده ، مىنمود و مىگفت سيصد و چهل بار شترى پول زرد و قريب ششصد پانصد اتومبيل در اين چندماهه انگليسىها پول از بانك طهران و ولايات نقود بهسمت بغداد و فرونت خود بردند . در دو ماه قبل براى تطميع ايرانىها چند روز به مردم پول سفيد مىدادند و اسكناس نمىدادند ، به حدى كه ايرانىها به اصرار پول سفيد را رد مىنمودند قريب چند ميليون منات روسها را از قرار هفت هشت شاهى خريدند و آن وقت كاغذ دادند . راه تجارت را به تدبير براى تجار ايرانى باز كرده و برات مىفروختند و هرقدر برات مىدادند به لندن و جاهاى ديگر پول زرد و سفيد