سيد محمد كمره اى
535
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
مىگويند ماها پنج سال حبس مجرد ، هنوز حكم ما را براى ما قرائت نكردهاند . نمىدانيم تكليف ما چيست ؟ گفتم همين دو سه روزه بلكه بروم وثوق الدوله را ببينم و در ضمن استرحام براى عيالات شماها ، اين مطلب را هم بپرسم . هفتاد تازيانه براى حاجى نانوا بعد بيرون آمده ديدم جلو [ ى ] نظميه جمعيتى ايستاده مثل اينكه كسى را بخواهند دار زنند ، واقعا دلم لرزيد كه مبادا وثوق الدوله عوض قربانى ديروز ، امروز يازدهم ذيحجه خيال قربانى دارد ، ديدم سهپايه آوردهاند و اجزاى نظميه به نظام ، دور سهپايه ايستادند . يك نفر را با سر برهنه و پيراهن سفيد ، شخص كامل كلفتى بود . گفتند حاجى نانوا پسر حاج حسن است كه ديشب از او خيانتى در نانواخانه ديده و امروز هفتاد تازيانه به او بايد بزنند . او را بستند و در زير تازيانه قرمساق همهاش التماس مىكرد . قرمساق نمىتوانست بگويد اى مردم من تقصير كردهام ، اما مقصرتر از من هم هست . ملتى كه اينقدر طماع باشد كه وقت كشته شدن و يقين به بالاترين ورود صدمات را دارد باز عجز و التماس كند قابل هيچ نيست . بعد از تماشاى اينكه هفتاد تازيانه با كمال شدت به او زدند و غير از امان و دخيل از او شنيده نشد بهسمت خانه مشير اكرم رفتم . ديدم سوار درشكه مىرود . ايستاد ، اظهار كرد برويم شميران . قبول نكرده ، ايشان رفتند . من هم به خانه ايشان رفته دو كيسه گندم با احمد به توسط واگون به خانه ، ساعت دو ربع از شب رسانده ، شام قدرى چلو و خورشت و نان و آبگوشت هرسه خورده خوابيديم و سرشب هم آبيارى باغچهها را تا ساعت پنج نموديم . اسرار خيانتى آه از حال مملكت و اولياى مضر يا خائن . در واگون كه مىآمدم ميرزا ابراهيم خان تفرشى كه واسطه گذراندن عمل ترياكهاى متهم به باندرل تقلبى آقا ميرزا باقر خان كمرهاى كه تقريبا دو فقره و چهار من مىشد [ بود ] نقل كرد كه ترياكها را اداره تحديد طهران پس داد . گفتم چطور مىشود كه پاى من درميان امر باشد و بتوان مذاكره يك پول رشوه نمود ؟ تمام مرا مىشناسند كه ممكن نيست با رشوهده و رشوهخوار سروكار داشته باشم . ترياكى را كه در قم مىگيرند و حكم