سيد محمد كمره اى
497
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
البته دوست شوند بهتر است . بنده از اين جهت تصويب مىكنم كه آشتى شود بهتر است . شايعات شهر بعد آقاى مرآت الممالك آمده ، شرحى از اطلاعات بىاصل و بااصل يعنى مسموعات و اينكه جمعى هستند براى صارم الدوله كه رييس الوزراء بشود كار مىكنند . منجمله سيد ضياء . و اينكه نصرت الدوله هم خيلى كار مىكند . دو وزير خارجه كه مفتاح رياست وزراء است . و اينكه در كابينه اصول پيچپيچ عمل مىكند و در تحت ارادات سيد ضياء ، تدين ، نجات و دكتر حسن خان كار مىكنند و قصد وثوق الدوله عناصر متضاده كه خودشان باهم ضديت دارند آنها را باهم دوست نمايد . تا يك به ظهر آقايان بوده بعد رفتند . ما هم ناهار آبگوشت كلم و بادمجان و سير و گوجهفرنگى داشته ، آقا سيد رحمن هم يك غربال انگور آورده بود ، ناهار خورديم . شش تومان آقا سيد رحمن و سه تومان آقا سيد هادى به من دادند ، حواله به كمره نمودم ، آقاى سالار به آنها بدهد . نوشته جعلى مصدق السلطنه براى مؤيد همايون شنيده شد كه سابقا مصدق السلطنه و ظهير السلطنه براى مؤيد همايون برادر نظام السلطنه نوشته ساختگى جعل و درست نموده بودند و نيز شنيده شد كه ميرزا محمد على خان ثبت اسناد به واسطه ثبت محصول كه در ثبت اسناد در خصوص مصالحهنامه امير ارفع كه از اميرنظام از سنه 1328 ارائه داده بود محبوس و تبعيد . كفيل [ گرفته ] مرخص . و مقتدر الوزاره نامى كه در شعبه ثبت اسناد است اظهار داشت كه ميرزا محمد على خان چندى قبل پنجاه تومان به من داد كه من اين كار را بكنم . من گفتم تمبر مىخواهد . اين كار سخت است . تو چه كار دارى تو فقط بنويس ديگر كارت نباشد ، ساير كارها بهعهده خود من و من اين كار را كردم . بعد از ناهار خوابيده ، بعد چايى خورده بيرون رفتم . منزل آقا شيخ مهدى نجمآبادى ترحيم عيالش كه ديروز به مرض سرطان كه يك سال مبتلا بود . بعد بيرون آمده قدرى در خيابان شاهآباد و لالهزار [ گردش كرده و ] مقارن مغرب به