سيد محمد كمره اى

485

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

اين است حال و روز ما اين است حال علماى ماها كه ثبت هرچيز كه معامله او را نكرده باشند ممكن است از آن‌ها تصديق و محررين آن‌ها صحت وقوع آن‌ها را بنويسند . و اين است حال وزراى ما و روساى عدليه و ممتاز الدوله كه رييس عدليه بود و مستشار الدوله كه حمايت از فتح السلطنه مىكرده و به واسطه پول‌هاى امير ارفع كه فتح السلطنه ولايت او را داشته جلب وزراء ، روساى ادارات ، دواير دولتى ، ثبت اسناد ، محررين علما و آقازاده‌هاى آن‌ها را مىنمايد . اين يك فقره كشفى كه نمودند به واسطه رقابت و عداوت كابينه جديد با كابينه عتيق و به واسطه تمام شدن پول امير ارفع و داشتن اميرنظام پول‌هاى گزاف . اگر حقى معلوم و غالب شود نه به واسطه حقيقت است ، بلكه به واسطه اغراض است . توسل صمصام به رمال در عزل كه چه كند بعد طباطبايى مذكور از حماقت صمصام داشت كه بعد از انفصال از كابينه و آمدن وثوق الدوله ميرزا على جان نامى است كلاهى و رمال كه همه وزرا اعتقاد به رمل او دارند . صمصام او را خواسته بود كه چطور است سوارهاى خودم را وادارم كه طرق و شوارع را ناامن و مغشوش و مال التجاره‌ها را ببرند كه از شدت ناامن بلكه مجددا خودم را براى امنيت رييس الوزرا نمايند ، رمل مساعدت نكرده بود و عاقبت وخيمى را براى او نشان داده بود . اين است مرتبه افكار و عقول اولياى امور . اين است كه ما مردم بايد به ذلت و خوارى نيست شويم . « اذا كان العذاب دليل قوم فيهديهم سبيل الهالكين . » وقتى كه روسا و زمامداران و وزراى ما وثوق الدوله ، نصرت الدوله ، مستشار الدوله ، ممتاز الدوله ، مشاور الممالك ، مشير الدوله ، مؤتمن الملك ، صمصام السلطنه ، سپهسالار ، مشار الملك ، مشاور السلطنه و . . . الى آخر [ باشند ] كه همه فقط شهوت‌رانى و غرض‌رانى و ضديت با اشخاص و دسته‌بندى [ مىكنند ] اين مردم همه هرچند نفر پارتى هريك از آن‌ها و آن‌ها را تيول خود بكنند ، مردم عامه هم فقط به نانى قانع و به نبودنش عاجز . چه خواهد شد « الويل ثم الويل لنا . »