سيد محمد كمره اى
458
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
تشكيلىها بههم خورديم ، يك دسته ضد تشكيليون پيدا شده و با كميتهاىها نزاع و با آنها طرفيت كه ما بايد مؤسسات دروغى طرفين را بههم زده تا از طريق واحد كميته جديد معين نماييم . اين مبارزه بود تا براى شركت در انتفاعات شخصى يا مملكتى ، شش نفر به دستهبندى به آنها ملحق شدند . بعد يك دسته به اسم اداره حوزههاى پايتخت ايجاد و ضديت با اصل كميته . آنها هم به دستهبندى ، شش نفر ملحق به كميسيون مختلط نمودند و اين كميسيون كه به دستهبندى تركيب يافت اگر مىتوانست كار بكند چرا به اين دستگاه آنها با اتحاد و يگانگى لنگ و مختل ماند ؟ علاوه بر آنكه خود آنها باهم غير مؤلف و ضد عامه . بازارى هم ابدا اعتنا و اعتمادى به آنها ندارند . نگاه نكنيد به اينكه خودتان ده دوازده نفر صميمى بوده يا شدهايد ، اما عامه هيچ اعتمادى به كميسيون و ماها ندارد . توضيح وجه عملى امر اگر شماها و ماها بخواهيم به همان نحو تشكيلات را جريان بدهيم مفتضح نزد عامه خواهيم شد و خودمان فقط مىمانيم . اينكه ميرزا طاهر فرمودند كه چه طور مىشود دمكراتهاى ايران كه شش هفت هزار نفرند جمع نمود و رأى گرفت ، عرض مىنمايم كه سوءتفاهم از قصور در عرايض من بود . من نمىگويم دمكراتهاى ايران جمع شوند . ما كه نمىخواهيم كميته مركزى تشكيل دهيم . ما مىخواهيم كميته محلى ( كميته طهران ) را انتخاب نماييم . فقط در طهران هزار و چهارصد دمكرات باشد آنها را مىتوان عموما خبر نمود و اگر صد و دويست نباشند يا خودشان نيايند ديگر ما حق آنها را ضايع نكردهايم . حالا هم مىفرماييد حكومتنظامى است يك همچه اجازهاى دولت نمىدهد . اولا مىتوانيد همان قسم كه اجازه براى مجامع كوچك حوزهاى تهيه مىنماييد براى يك مجمع عمومى اجازه حاصل نماييد و يك محل بزرگ هم مىتوان يكدفعه پيدا كرد . حال به او راضى نمىشويد يك صورتى من نوشتهام كه از اسامى مبرزين و كاركنهاى رفقاى خودمان است كه دوندگى مىكردند و حوزهها داير مىنمودند . آنها را بخواهيد و راه و وسيله تشكيل را به افكار آنها هم موكول داريد كه هم راه حملات بعد براى مغرضين بسته شود و هم اساسى باشد ،