سيد محمد كمره اى

454

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

راستى بهتر است . كاغذى به رييس الوزراء عرض نمودم كه دو به غروب ناچارا بايد جايى باشم و تا دو به غروب هم اميد ديدن شما را ندارم . محض اينكه خلاف تبانى نكرده باشم آمدم و ناچارا رفتم . دادم به پيش‌خدمت كه بعد از رفتن من بدهد . پيش‌خدمت خواست نگذارد بيايم تا كاغذ را برساند . گفتم خير ، مطلب را در كاغذ نوشته‌ام . جلسه به ادامه تشكيليون در خانه من بعد بيرون آمده به‌سمت خانه آمده ، يك و نيم به غروب خانه رسيده ، آقاى آقا ميرزا طاهر تشريف آورده بودند ، سلام و تعارفى . بعد قدرى صحبت متفرقه مىنموديم ، حاج غلام‌حسين آمد . بعد معلوم شد كه ايشان از طرف خلخالى مأمور آوردن آقا ميرزا طاهر بود . بعد خلخالى ، نجات ، ملك الشعراء ، دكتر حسن خان ، مقوم الملك ، تدين ، ركن الممالك ، آقاى افجه‌اى ، پرويز ، صدرايى ، آقا سيد هاشم وكيل . بعد از اجتماع ، آقاى تدين افتتاح مجلس را نمود به اين‌كه در لزوم تشكيل فرقه و زمام به دست گرفتن امور در انحصار اين خدمت به دمكرات با اين شدت هرج‌ومرج و پراكندگى اوضاع مملكت و خيال دولت در تشكيل مجلس پارلمان و لزوم تكيه‌گاه براى وكلاى دمكرات در مجلس ، قبل قطع شد كه تشكيلات بايد داده شود ، كمره‌اى هم تصويب و امضا و هم‌عقيده شد كه آقا ميرزا طاهر باشد . چه نظرياتى داريد ؟ آقا ميرزا طاهر اظهار يأس و خودكناره‌گيرى از اعمال ، اغراض و دسته‌بندى و اين‌كه عمليات سابق مطابق حزب و مسلكى نبود [ كرد ] . مثلى هم آورد كه در موصل يكى از مأمورين كميته اتحاد ترقى اسلامبول آنجا آمده بود و دوازده هزار ليره به او نقدا براى مخارج داده بودند و هرقدر هم كه در بين مأموريت وجه لازم شود به او داده شود و اين‌كه هشتاد ميليون ليره در بانك كميته اتحاد ملى موجود بود . بعد اظهار تنفر از دمكراتى و ورود در دمكراسى نمود . بيانات شيرين ملك الشعراء دكتر حسن خان يك توپ محكمى بست كه حق داريد ما برويم شما را وكيل نماييم حالا اين حرف‌ها را بزنيد . من ترسيدم كه مبادا آقا ميرزا طاهر سخت