سيد محمد كمره اى

439

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

شماها كار بنمايم ، ليكن در تحت اسم دمكراسى با همه كه عموم باشد چه صالح چه فاسد در كمال صميميت كار مىكنم ، اما بايد با دست عموم و فكر عموم باشد . عامه ، منشاء فساد يا صلاح ؟ مذاكره شد كه امروز ضياء السلطان در منزل خودش دعوتى از كميسيون مختلط نموده كه بروند و صحبتى در ترتيب تشكيلات بكنند . دكتر حسن خان هم مقارن غروب قبل از شروع به مذاكرات عذر خواست و رأى خودش را تفويض كرد و رفت . بالاخره مذاكرات تمام در اين بود كه مرا خفه نمايند و قول بگيرند كه بايد حاضر شويم و مقدمات و وسايل اجتماعات را فراهم بياوريم . من گفتم قول مىدهم كه عموم هرچه رأى دادند رفتار نمايم ، اما با شما براى كار عموم بدون استحضار عموم قول نمىدهم . باز عينا مذاكرات سنه ماضيه پيش‌آمد كه اگر عموم جمع شوند فساد مىشود و من منكر بودم . تا ساعت سه از شب مرا نگاه داشته و قرار گذاشتند كه روز سه‌شنبه عصرى بيايند منزل من . هرچه به طفره خواستم رد نمايم و به منزل ديگرى احاله نمايم ممكن نشد . بعد بلند شده با آقا سيد هاشم همراه شده درب خانه آقا شيخ محمد على قزوينى ملاقاتشان نمودم ، تا گذر مستوفى با آقا سيد هاشم بودم ، او به خانه ، من هم به خانه آمده ، شام آبگوشت با بادمجان و گوجه فراوان داشته ، بتول و ننه اسماعيل خورده بودند . احمد هم بعد آمد . من و احمد هم شام خورده خوابيديم . [ امور روزانه ] يكشنبه هفدهم ذيقعده . - صبح بعد از چايى توى باغچه قدرى گردش ، دو و نيم به ظهر مانده به بيرون آمده به دربار براى وعده رييس الوزراء در خصوص كميته مجازات كه تعيين تكليف آن‌ها را تا پنجشنبه گذشته نموده بود و به فعليت نرسيده رفتم . گفتند هنوز از شميران نيامده . قدرى به اداره بيوتات رفته با مرآت الممالك اجمالا صحبت دعوت و حملات تشكيليون كه دوستانه با من طرف شده‌اند كه مرا شريك در تشكيلات نمايند نمودم و قرار شد فردا تفصيلا نقل شود . وعدهء رئيس الوزرا بعد بلند شده به حياط بادگير رفته جمعى در اطاق انتظار [ حضور داشتند ] ، پيغام ورود مرا به رييس الوزراء رسانده جواب گفته بود تا سه روز ديگر مسلما