سيد محمد كمره اى
420
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
جنگ پسر امير مفخم با برادر سردار اسعد در كمره امروز صبح هم آقا ميرزا محمد على فرنقى را در بازار ديده ، گفت عزت الله خان پسر امير مفخم با محمد خان برادر سردار اسعد مشغول جنگ شدهاند . يعنى بغتتا عزت الله و سوارهايش صدماتى به اجزاى آنها در طيبآباد زدهاند ، آنها هم آمده خمين ناظم التجار آقا حبيب الله را گرفته و بردهاند بيست هزار تومان مىخواهند از او بگيرند . ساعت دو از شب رفته يمين الملك گروسى آمد براى اينكه هزار و پانصد تومان ديگر از من بگيرد و با سند سابق يك سند سه هزار تومانى بدهد . . . « 1 » ساعت دو و نيم يمين الملك رفت ، درسه ، شام آبگوشت كلم بادنجان با بتول و ننه اسماعيل خورده ، منتظر شده آقا سيد عبد الحسين خمينى كه عصر آمده بود و رفته بود كه شب بيايد . نيامد . بعد از شام خوابيدم . حيرت از مراودات معاون السلطنه سهشنبه دوازدهم ذيقعده . - صبح بعد از چايى به منزل آقا ميرزا عباسقلى خان كمرهاى رفته ، نبود . مراجعت به خانه . بين راه آقا شيخ حسن خان با نصرت الممالك مىآمدند . پرسيدم . گفت مبين الدوله را رفتم ببينم نبود . قدرى صحبت از بىترتيبى امر خبازخانه كه با آذرى شده نقل شد . بعد به خانه آمده در باغچه مشغول بودم كه آقاى شيخ محمد على قزوينى و آقاى معاون السلطنه آمدند . حيرت از مراودات آقاى معاون السلطنه دارم كه « ان كيدا من كان عظيما » شايد باشد . باز از اوضاع خودشان و اينكه امروز عصر در مجمع قريب چهل نفر دعوت كردهاند و اسامى صدرايى ، تدين ، ملك الشعراء ، جليل الملك ، دكتر حسن خان ، بهمن به اسم كميسيون مختلط دعوت شدهاند كه ترتيب تشكيل كميته را براى طرفدارى از وثوق الدوله بنمايند و مرا هم دعوت نكردهاند . ديروز اول مغرب صدرايى ، خلخالى ، پرويز از طرف بالاى چهارراه مخبر الدوله كه مو لاى درزشان به اصطلاح نمىرفت مىآمدند ، نمىدانم كجا بودند . كه امروز تحكيم موقع خلخالى در اداره خودش شد . ميرزا على اكبر را هم چند روز قبل
--> ( 1 ) . چند سطر خوانده نشد