سيد محمد كمره اى

405

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

گفتم شما هم بىتقصير نبوديد ، چه كه مخالف با افكار عامه رفتار كرديد و شارلاتان‌ها را در دور خود جمع كرديد و دور شدن ما از شما به واسطه اين بود كه تحريك تشكيل از ناحيه شما شد و در باب انتخابات از حلقوم دمكرات‌ها بيرون آورديد كه نظامنامه انتخابات بايد به‌هم بخورد و انتخابات مخصوص اهل سواد شود . اين مطالب ، بنده را از سركار دور نمود و مفسدين بالكليه كمك نموده شما را از عامه و عامه را از شما فرارى نمودند . خيلى صحبت شد اما ابدا غير از حال مرافقت و ملايمت در بين حاصل نشد تا اينكه قرار شد اگر در هفته آتيه ، پنجشنبه به وعده خودش آقاى وثوق الدوله رفتار نمود بعد همديگر را ديده صحبت‌هاى اينكه ايشان با تقصير بودند يا بنده بشود و الا فلا . مشار الملك هم در اين بين وارد و به قدر چند دقيقه محرمانه صحبتى كرد و رفت . من نشناختمش . از نصرت الدوله پرسيدم ، گفت مشار الملك است . ملاقات با قاضى بعد بلند شده دو به غروب نظميه ، بعد از مدتى معطلى اجازه ملاقات با قاضى را به من دادند . وارد به اطاق نمره 2 محبس شده ، روى صندلى نزديك آژانى نشسته ، بعد از نشستن ، از اطاق عقب كه به نظر مىآمد يك حياطى هم دارد قاضى آمده و نشست . آن آژان مواظب حرف‌ها بود . من هم اجماعى از تفصيل ملاقات با وثوق الدوله و حواله وجه را گفته ، قاضى ترديد در قبول كرد . بعد گفت شايد سوء ادب باشد اگر رد كنيم و مشكوه هم حبس نيست . نظر وثوق الدوله را هم گفتم كه شما سه چهار نفر را از اين وجه درنظر داشت و براى عموم خودش تقاضا نمود كه عنوان نشود و الا در محذور مىافتد و راضى نيست و قول او را كه تا پنجشنبه آتيه تكليف معين مىشود . اخبار كمره بعد بيرون آمده درب دكان استاد حسن خان نجار يك چايى خورده ، پنج هزار طلب سابق مرا خودش داد و بعد مقارن غروب حركت و از راه خانه شيخ فضل الله ، خانه حاج جلال لشكر ، حاج ميرزا على خان تلگرافخانه را ديده به