سيد محمد كمره اى

383

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

بيرون آمده به خانه خلخالى رفته ، خودش با آقا ميرزا حسن يك ساعت قبل بيرون رفته بودند ، خانم اصرار كرد بيائيد تو چايى بخوريد و مولود جديد خلخالى را ديدن نمائيد . بنده خوشحال شده رفتم . اما افسوس ، در فكر نبودم كه رونماى خوبى تهيه كرده باشم . روز هفت طفل [ بود ] و دلاك هم آمد ختنه نمايد . بنده بلند شده بازار آمده ، يك گيروانكه چايى از آقا محمد چايى فروش خريده پانزده هزار . احمد هم رسيد . به احمد داده ، مقارن غروب خود به دكان آقا ميرزا عباسقلى خان آمده كه او را ديده به حجره آقاى خلخالى برگردم . پيغام تهديد اقتدار الدوله ضعيف النفس آقا ميرزا عباسقلى خان اظهار داشت كه آقا ميرزا حاج آقا مجددا كسل شده و با شما هم صحبتى دارم ، خوب است برويم آنجا . من هم قبول نموده ، دكان را بسته ، مستعان هم رسيد . با خداحافظى قناعت . ايشان رفتند . در بين راه آقا ميرزا عباسقلى خان اظهار كرد كه اقتدار الدوله كه ديروز معاون وزارت داخله شد ، امروز صبح كه به وزارت داخله مىرفت ، ميرزا موسى خان هم همراه او بود از پشت‌سر به من رسيد ، دست خود را به شانه من زده سلام كردم . گفت رفيقت كمره‌اى خيلى به من فحش داده و مىدهد ، به او بگو كه اين دفعه درست در كمان مىگذارم كه خطا نكند . بعد من به اقتدار گفتم كمره‌اى به شما فحش نمىدهد و نداده . گفت خير ، فحش مىدهد . بعد رفت . حالا قصدم تفتين نيست ، ولى ملتفت باشيد براى شما در اين كابينه وثوق الدوله آنتريكى و دسيسه نكند . اطمينان از وثوق الدوله ، فهميده و قوى النفس گفتم وثوق الدوله مرا بهتر مىشناسد و او مرد فهميده و قوى النفس است . اقتدار الدوله را داراى ضعف نفس به اين‌قدر نمىدانستم . ديروز چون بيكار بود آن‌همه اظهار ارادت تملقانه به توسط آقا سيد نصر الله حضرت عبد العظيمى پيغام مىدهد و امروز تا معاون وزارت مىشود فرصت ندارد كه يك روز بگذرد ، براى بنده اظهار قاهريت مىكند . خوب بود به اقتدار مىگفتيد كه اين دو سه ماهه كه خيانت شما در عراق به من معلوم شد شما را دزد و خائن مىگويم و به اصطلاح شما فحش مىدهم . چهارده ماه قبل كه به شما فحش نمىدادم چرا براى