سيد محمد كمره اى
341
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
پست جديد وقار السلطنه خانه وقار السلطنه رفته ، گفتند معاون حكومت سردار كل در رشت شده و شايد فردا حركت نمايد ، چون نبودند معطل نشده ، خانه محبوسين رفته ، قاضى و عماد و ابو الفتحزاده و ميرزا صادق خان بروجردى آنجا بودند . حبيب المجاهدين هم آنجا بود . صحبت اينكه ويستادهل اظهار كرده كه حكم وزارت داخله را در قبول كفيل و مرخصى قاضى بايد به امضاى شخص خود وزير برسد چون در كنترات جديد شرط شده كه رئيس نظميه بايد حكم شخص وزير را بشناسد . بعد مدتى از اوضاع جنگ و توجه انگليسىها كه دارند با چهار هزار عمله ايرانى خط قافلان كوه را شسته [ شوسه ] مىنمايند و مال التجاره از طرف بغداد وارد مىنمايند و شيخ على نامى از آزادىخواهان و رئيس نظميه و فريد الدوله و معاون حكومت همدان را گرفته به قزوين و بغداد بردهاند . بعد با قاضى قرار شد بروم منزل سردار جنگ و او را متذكر شوم كه وعده ملاقات صمصام را به جهت استخلاص قاضى كه داده به فعليت بياورد . يك و نيم به ظهر مانده بلند شدم . وارونه شدن اوضاع روسيه و سختى اوضاع انگليس در بين راه قبل از رسيدن به خانه محبوسين به آقا مير سيد حسن كاشانى رسيده ، گفت امروز عصر در مسجد جامع ختم مرحوم اخوى را تجار كاشانى مىگذارند و حالا هم مىروم خانه معاون الدوله ختم زنش . بعد به خانه حاج صادق بانكى رفته قدرى صحبت از وارونه شدن اوضاع روسيه و سختى اوضاع انگليس در مغرب شده ، اصرار به ناهار نموده ، نمانده ، بلند شده گوشت و خيار و ماست خريده به خانه آمده ، ناهار با جمال و بچهها آش سماق و پنير و خيار خورده خوابيدم . ديروز مغرب هم نان دو من و يك چارك كم پخته بوديم و ديشب و امروز هم ناهار آش داشتيم و ديشب هم جمال شام نخورد ، چون عصر زردآلوى زيادى خورده بود . گفتند امشب نان كم داريم . گفتم چه شده مگر كسى مىبرد ؟ از بتول پرسيدم ، يكدفعه ننه اسماعيل بناى مغلطه گذاشت ، از مغلطه او به شبهه افتادم . بعد خوابيده بعد از خواب چايى خورده ، به قصد رفتن مسجد جامع حركت كردم و از منزل عين الممالك گذشته ، ايشان را برداشته بهسمت مسجد رفتيم . در بين راه اظهار داشت كه شما منزل آقا سيد عبد الرحيم كاشانى از آقا ميرزا داود