سيد محمد كمره اى

336

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

قران كباب در دكان همشيره‌اش نموده به مريضخانه بردم و حالا شب چلو با كباب وعده كرده‌ام ببرم . بعد خوابيدم . بعد از خواب چايى خورده ، سه و نيم به غروب بيرون آمده به مسجد شاه ترحيم و فاتحه سيد مصطفى مجتهد كاشانى رفته ، بعد از ساعتى بلند شده به مدرسه سپهسالار كهنه ، تبريك معنوى و تسليت و ترحيم پدر آقا سيد هاشم وكيل قمى رفته ، از آنجا مقارن نيم به غروب بلند شده به خانه حاج سيد نصر الله تاجر طهرانى نزديك تكيه رضا قلى خان رفته نبود . منزل آقا ميرزا طاهر رفته آن هم نبود . مقارن مغرب به خانه مشير اكرم رفته بسترى و ناخوش بود . معتمد الدوله هم آنجا . اين چه دسته‌بندى است ؟ قدرى صحبت و دلتنگى كه هرچه تاكنون به معقوليت راه رفتيم ابدا كارى به من نمىدهند . كابينه ، خودش را معرفى به ضديت با انگليسىها مىكند و ليكن نصرت الدوله را حاكم كرمانشاه و همدان مىنمايد . مشير اكرم اظهار داشت به چه استحقاق ميرزا زين العابدين خان را رئيس تشخيصات عايدات و مصطفى خان را رئيس ماليات مستقيم و خلخالى را رئيس شعبه خالصه و موتمن السلطنه را رئيس محاكمات و مقوم را مدعى العموم محاكمات نموده ؟ بينش را وزير ماليه قول مىدهد كه رئيس اداره وظايف بنمايد . اين چه دسته‌بندى است . من از حقوق خودم دست نمىكشم و به صديق حضرت پيغام دادم كه به حكيم الملك بگويد كه ملاحظه اعمالت را بنما . بعد قدرى مشير اكرم مرا تهييج نمود كه به حكيم الملك اخطار اين اعمالش را بنمايم . صد هزار تومان كه براى اجاره تحديد ترياك از طومانيانس ، پنجاه به شاه و سى به صمصام و بيست به حكيم الملك و فهيم الملك و ميرزا زين العابدين خان مىدهند عنوان شد . من گفتم كه طرفيت با اصل خود وزراء من دارم نه طرفيت با اعمال آن‌ها . خود آن‌ها را من غيرلايق و غيرقابل و خائن مىدانم . بالاخره تا ساعت دو از شب آنجا بوده بلند شدم . اصرار به ماندن كرد گفتم نمىتوانم . مهمانى صمصام از سى نفر دمكرات و تهيه نقطه اتكا بالاخره ناهار فردا را قرار گذاشتم بروم به شرط اينكه اول ظهر ناهار بدهند نه دو از ظهر گذشته . بعد بيرون آمده در خيابان مريضخانه وثوق السلطان و مدير الاياله