سيد محمد كمره اى

334

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

دكتر حسين خان احياء السلطنه از قول من امر و تقاضاى نگاهدارى و ملاحظه او را كه مبادا تكدرى حاصل نمايد نموده ، قريب نيم به غروب بيرون آمده آقا ميرزا عباسقلى خان اظهار داشت كه آقا نصر الله به من اظهار داشت كه آقا ميرزا باقر پدر را شنيدم كه آدم خوبى است و پريشب‌ها از شدت بىچيزى متكاى خود را به جهت معاش گرو گذاشته و مىخواهيم او را حاكم حضرت عبد العظيم بنمائيم . شما از حالات پدر چه اطلاعى داريد ؟ گفتم از كمره‌اى تحقيق مىكنم ، حال شما چه مىگوئيد ؟ گفتم پدر را من آدم خوبى مىدانم . حال از آقا نصر الله بايد پرسيد كه از چه مجرائى و به چه قوه‌اى مىتواند پدر را حاكم نمايد ؟ ختم مرحوم آقا سيد مصطفى كاشانى بعد مقارن غروب بلند شده از خيابان شمس العماره تا خانه آقا مير سيد حسن كاشانى ، حاج فخام الدوله همراه بود و قدرى صحبت اداره خودش را كه در خالصه هست و جزو [ اداره ] خلخالى شده نمود . بعد فخام رفت . من هم براى ترحيم و تسليت به خانه آقا مير سيد حسن رفته ، جمعى از تجار و كسبه آنجا بودند . تفصيل فوت آقا سيد مصطفى را آقا مير سيد حسن براى بنده نقل كرد و تلگراف كه آقاى صدر به عنوان علماء طهران رسيده بود ارائه و اجازه دولت كه در مسجد شاه از فردا بعد از ظهر تا پس‌فردا ناهار ختم بگذارند و تا ساعت دو و ربع آنجا بوده گفت كاغذ از تاريخ نوزدهم رجب از كاظمين داشتم كه سليمان ميرزا را به بغداد نبرده بودند و از آنجا نوشته بودند ، شايد بصره برده باشند . بعد بلند شده ساعت سه به خانه رسيده ، بتول اظهار داشت كه عصر آقاى عظيم الدوله آمده بودند . بعد شام نان تازه و پنير و خيار و سبزى و زردآلو خورده خوابيدم . احتمال سقوط كابينه صمصام امروز شنيدم كه شايد حكومت نظامى طهران به‌هم بخورد و اين دليل است كه كابينه صمصام احتمال سقوط را داشته باشد . مىخواهند كه مبادا معزول شوند و كابينه بعد نظامى بودن را به‌هم زده و لعنت نظامى شدن به گردن صمصام باشد .