سيد محمد كمره اى
300
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
صورتا با تو است . من هم قبول نموده بيرون آمدم . درب گلوبندك آقا شيخ محمد تقى را ديده قدرى صحبت نموده ، آقاى عين الممالك رسيد . من هم با ايشان بهسمت خانه مراجعت . نخوردن از ترس بيمارى چون بنا بود بعد از افطار برويم منزل آقا ميرزا كريم خان ترحيم ، بنده به عين الممالك گفتم افطار برويم منزل ما ، درويشى كن . ايشان به منزل رفته آبجوش و سيگار سفارش نمود كه به خانه ما بياورند و باهم آمديم منزل . فقط غير از نان و دو سه كوفتهريزه و چايى در منزل ما نخورد ، ترس ناخوشى چنان اثر كرده كه اغذيه بازار از قبيل پنير و ماست و سبزى و ميوهجات بالكليه استعمال نميشود . توت را قدغن نمودهاند به شهر نياورند . در اواخر افطار بود آقا شيخ حسن على جاسبى آمده او هم به آش كوفته با رب نارنج و نان و چايى افطار نمود . من هم خيلى ترشى رب نارنج به آش زده كه فورا صدايم خشن و سينهام حال دردى پيدا كرد . مدرس درپى نخستوزير كردن وثوق الدوله بعد قدرى صحبت شاهزاده عبد العظيمىها را شيخ نمود ؛ كه نصرت السلطنه را شاه مأمور اصلاح با شاهزاده عبد العظيمىها نموده ، اما مشكل پيش برود . مدرس مىگويد من قراردادى به آلمانها نمودهام و امروزه يك نفر كه بتواند مملكت را اداره نمايد و بتواند با دول خارج متخاصم طرف قراردادى واقع شود وثوق الدوله است . دولت اگر اين كار را بكند ، آنوقت من و وثوق الدوله باهم نشسته با جمعى ناظر و مصلح مذاكره مىكنيم كه با انگليسىها يا با آلمانىها كدام بايد ساخت ؟ غير از اين قسم مملكت محل خطر است . بعد تا ساعت دو منزل مانديم . بعد بلند شده آقا شيخ حسن على به منزل خودشان . ناخوشى در همهجا من و عين الممالك به خانه آقا ميرزا كريم خان ترحيم . سيف الاطباء ، آقا ميرزا داود خان ، آقا ميرزا محمود اصفهانى ، فتح الدوله ، علىآبادى ، آقا ميرزا عيسى خان