سيد محمد كمره اى

278

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

داشت و گفت شنيده‌ام انگليسىها در بادكوبه محصور قشون عثمانىها شده‌اند و نيز علماء نجف نوشته‌اند كه انگليسىها در نجف خوب سلوك كرده‌اند . بعد صحبت كميته مجازات قاضى و غيره را نمودم كه بيچاره‌ها منتظر اقدامات شما بودند . خلخالى گفت من چون نوكر دولت هستم نمىتوانم داخل عمل آن‌ها بشوم ، اما شما اقدامات بكنيد . گفتم من اقدام انفرادى خودم را مفيد نمىدانم ، شما هرچه رأى بدهيد من باوجود اينكه مستشار الدوله مرا هيئت درجه اول كميته مجازات مىداند مع‌ذالك اقدام به هرطريقى كه رأى بدهيد مىنمايم . گفت آن‌ها عريضه به هيئت دولت بنويسند و مطالبه حقوق زمان حبس را بنمايند ، شما برسانيد به هيئت وزرا . من هم غيرمستقيم به حكيم الملك و غيره سفارش مىنمايم . انفجار بمب در خانه مستشار الدوله بعد گفت ديشب در خانه مستشار الدوله بمبى در كرده‌اند كه او را بترسانند . بعد بلند شده به اتفاق حركت نموديم . در بين راه نائب عبد الله خان را ديده ، گفتم چند ماه است كه شما را در طهران مىدانم و چه شده شما را نديدم ؟ گفت از دامغان كه آمدم دو شب در طهران بيشتر نماندم و چند ماه بيرون‌ها رفتم . حال چهار پنج روز است به طهران آمدم . « 1 » نيستيد و رفقاى خودم از تشكيليون سياست در گرفتارى من مىكنند . مىخواهم شما را ببينم قدرى صحبت بكنم . گفتم من حاضرم بيايم . بعد ساعت پنج به خانه آمده شام شبت‌پلو با خورشت كدو خورده خوابيدم . عصر هم كه از خانه بيرون آمدم سر كوچه شيون بلند بود ، پرسيدم چه خبر است ؟ گفتند مشهدى رضاى نانوا ارباب كه يك سال بود گردن و گلويش درد مىكرد فوت شده . احمد هم سرشب براى اسماعيل حريره بادام و چايى سبز دم كرده به مريضخانه برده خبر آورد كه طفلك اسماعيل به مرض اسهال سخت مبتلا شده ؛ واقعا عجب غصه‌آور است حال اين طفل . خداوند به حق فاطمه شفايش دهد . [ امور روزانه ] دوشنبه چهاردهم رمضان . - دو و نيم به ظهر مانده بيدار شده با احمد مشغول درست كردن راه آب آجرى ميان دو باغچه از خيابان شده ، معلوم شد

--> ( 1 ) . ناخوانا