سيد محمد كمره اى
246
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
هم منزل آقاى آقا على نجمآبادى برويم كه از ثبت خارج نمايد . بعد ايشان رفته من هم داس و دو بيلچه و قندشكن و كارد و چاقو را برداشته دكان مشهدى محمد تقى برده كه تيز و اصلاح نمايد . بىتكليفى مجازاتىها از آنجا منزل محبوسين رفته ، قاضى و ابو الفتحزاده و مشكوة و عماد را ديده صحبت اينكه بحران كابينه [ ما را ] بىتكليف گذاشته ، نصرت الدوله را هم به توسط معتصم الملك پيغام دادم كه اگر كوشش به جهت گرفتن عفو عمومى از شاه بنمايد ، مآلا مفيد خواهد بود . بعد از ساعتى صحبت ، مقارن ظهر بيرون آمده به خانه آمدم . احمد آش سماق با كوفته و نان به جهت اسماعيل به مريضخانه برده بود ماها مشغول خوردن ناهار شده . بعد هم احمد آمد ، ناهار خورده ، مشغول بيلزنى قدرى باغچه شده ، بعد خوابيده ، بعد از چايى سه به غروب بيرون آمده ، قدرى درب حجره آقا شيخ عبد الحسين ساعتساز صحبت رفتن علماء و رؤساء احزاب و وزراء به جهت شور شاه در تعيين رئيس الوزراء شد . بعد بهسمت بازار آهنگرها به جهت دو ارّه رفته ، دكان پسر مشهدى عباس بسته بود . از آنجا خانه آقايى رفته ، نبود . از آنجا دكان ارّهساز ، درب خانه صدر السلطنه رفته ، دو ارّه را گرفته ، مزدش را دادم . تحركات دموكراتها بعد دكان آقا شيخ حسين گيوهفروش رفته ، يك جفت گيوه سه تومان و نيم خريده ، منوچهر خان هم آنجا آمد ، معلوم شد كه ديشب بينش وعده گرفته بود به جهت اينكه سه كاغذ از طرف دولت يكى به جهت كاشانى ، يكى به جهت ساعتساز ، يكى به جهت بينش سردسته دمكراتها نوشته بود . بينش وعده گرفته بود از ضد تشكيليون كه حيات و ممات مملكت بسته به اين دعوت است . سردسته دمكراتها هم براى برلين داده بودند كه بگويند دمكرات يكى است و ما در سياست مداخله نمىكنيم و حامل عريضه حق حرفى ندارد و هريك از دمكراتها حرفى بزند شخصى است نه جمعى . كاغذ را هم بدهند به