سيد محمد كمره اى

244

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

ميرزا حاج آقا نام از طرف مصباح السلطان رئيس اجراء وزارت خارجه هم آمد و يازده يك پنجاه تومان [ 11 / 1 از 50 تومان ] كه سهميه قرض بنده از مجمع بود مطالبه نمود . من هم چهار تومان و پنج هزار و دهشاهى در حضور ميرزا صدر الدين و آقا يحيى و انسيه به او داده رفت . همشيره آمد . ده تومان پول خواست كه عيال آقا ميرزا طاهر از من به جهت تشريفات ورود آقا ميرزا طاهر خواسته و چون از من برنج و غيره هم طلب‌كار است مىخواهم به او بدهم . ده تومان را دادم و صحبت آمدن مشهدى رضا را هم نمود كه پول مرا ندارد كه بدهد اما حساب او را بايد نمود و سند از او گرفت . بعد آقا ميرزا صدر الدين و رفقايش رفته ، احمد هم آمد ، شلوارها را از آقا ميرزا عباسقلى خان گرفته آورد و يمين الملك را هم گفت فردا خودش گفته مىآيم آنجا . دو تلگراف بروجرد را هم ميرزا عبد الوهاب خان توى پاكتى فرستاده ، روى پاكت هم نوشته بود كه جواب كميته قم را هم فرستاده‌ايم و تابه‌حال رسيده . بعد ناهار شيربرنج با بچه‌ها و همشيره خورده مشغول پيوندزنى كه ياد بگيرم شده ، بعد خوابيده ، بعد از خواب چايى خورده ، همشيره گفت مخارج رمضان را هم يك مرتبه بدهيد . گفتم چه‌قدر مىخواهيد ؟ گفت بيست تومان بدهيد . اين ده تومان آقا ميرزا طاهر را بعد از آن‌ها مىگيرم . بيست تومان ديگر به همشيره دادم . همشيره به خانه‌اش . ننه اسماعيل هم به مريضخانه . من هم در باغچه بيل‌زنى . تمهيد شاه براى تعيين كابينه بعد يك و نيم به غروب بيرون رفته دكان حسين خان اصلاح نموده ، بعد دكان ميرزا على خياط رفته ، احمد پارچه‌هاى شلوارى و سردارى خودش را داد خياط اندازه گرفته ، دوازده هزار هم به او دادم . بعد با احمد رفته دكان استاد حسن خان نجار را درب الماسيه پيدا كرده ، احمد رفت ، من مانده تا استاد حسن خان مقارن مغرب آمد ، مرا به قهوه‌خانه مقابل برد . تا ساعت دو نشسته چايى خورده ، بعد بيرون آمده ، خيابان مريضخانه گردش و صحبت‌كنان مىرفتيم ، اظهار داشت كه شاه قرار گذاشته از هرحزبى پنج نفر روز چهارشنبه جمع شده قرارى در تعيين كابينه بگذارند . بعد استاد حسن خان مراجعت ، من هم آمده ، گوشت و پنير گرفته به خانه آمدم . شام شيربرنج و پنير خورده خوابيدم .