سيد محمد كمره اى

222

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

[ امور روزانه ] پنجشنبه 12 شعبان . - صبح از خواب بلند شده بعد از چايى و علف‌چينى ، ننه اسماعيل گفت ديشب حسين لله فرستاده بود كه جريده جنگل را نمره 30 كه وعده كرده بوديد بدهيد ، چون نبوديد فردا چهار به ظهر منزل ما بياوريد . من هم صبح يادم رفت به شما بگويم . تفصيل محمود پهلوى من هم از خانه بيرون آمده سوار واگون و درب كوچه معين حضور پياده به خانه حسين خان ، بالاخانه رفته ، او هم لنگان‌لنگان آمد ، نشسته صحبت نموديم . گفت پهلوى شما را ديده ؟ گفتم ديروز به آن ترتيب . گفت ملاقات خودش را كه موليتر او را با سفير انگليس به ملاقات تقاضا كرده . گفتم خير . تفصيل بين خودم و او را گفتم . بعد پرسيد كه شما او را چه‌طور مىدانيد ؟ گفتم بدبين به او نيستم اما فقط به اطمينان او هم داخل كار فرقه‌اى و تشكيلى نمىشوم . گفت من هم از او چيزى جز آنكه با تيگران « 1 » و ارامنه نظرات خوش‌بينى دارد سراغ ندارم و بدين واسطه با او نمىتوانم كار بكنم . من هم گفتم علاوه بر اينكه عقيده به تشكيل امروزه ندارم ، با پنج شش نفر چه‌كار مملكتى مىتوان نمود ؟ عموم هم كه از هم تجزيه و تفكيك شده‌اند . اندر احوال مشاور الممالك بعد صحبت به ميان آمد كه مىگويند وزراء استعفا داده و مىدهند . گفتم شنيدم مشاور الممالك و مشار الملك استعفا داده و صمصام هم ديروز رفت استعفاء بدهد . پرسيد : مشار السلطنه چه‌طور آدمى است ؟ گفتم ابدا نمىدانم كيست و چه فاميلى است و ليكن اسما شنيده‌ام . گفت چه‌طور همسايه خودت را نمىشناسى ؟ گفتم همسايه من مشاور الممالك وزير امور خارجه است ، او را مىشناسم و ليكن رفت‌وآمد ندارم . گفت چرا ؟ گفتم او را بداخلاق ، خودم ديدم ، و شنيدم سياست بدى هم كه با اجانب رايگان است دارد . اگر خائن نباشد خادم وطن هم نيست . با سردار معظم خراسانى سابقا خيلى رايگان و واسطه تشكيل

--> ( 1 ) . اصل : تكران .