سيد محمد كمره اى
220
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
گندم و آرد به طهران فرستاده كه از قرار يكصد و ده الى سى تومان فروختهاند . با بارهاى گندم چندبار قالى فرستادهاند . در بين بارها توى بارنامه ، يك بستهء هفت منى سربلدك و يك بسته چند منى ديگر كه نوشته بودند هزار و دويست تومان يا دو هزار و دويست تومان فرستاده بود . من نمىدانم يك نوكر ماهى بيست و پنج تومان با « 1 » دولتى اينهمه گندم و قالى و بستهها را چهطور مىفرستد ؟ ! به وزارت ماليه گفتم ، گفت مبادا بروز دهى كه اسباب صدمهات مىشود . مخبر السلطنه كه رئيس ارزاق مىشود مىفرستد تمام انبارهاى مردم را توقيف مىكند . انبارهاى سيبزمينى كه دولت پول و اجازه داده بود كه من خريدم و غير از مستوفى و وزير ماليه و مشير الدوله هيچكس مطلع نبود توقيف مىنمايد . مىروم مىگويم اين انبارها مال خود دولت است باز توقيف مىكند . مىگويد من كار به اين حرفها ندارم . بعد در حين توقيف از نظميه به من خبر مىدهند كه انبار را از سقف شكسته و دزدى نمودند . به مخبر السلطنه مىگويم باز كنيد كه معلوم شود چهقدر دزدى كردهاند ، محل اعتناء نمىشود . هزار و سيصد و سى خروار گندم از بانك عراق از قرار خروار سى تومان مىخرم به هزار زحمت ، مىخواهم بياورم ، حكومت عراق مساعدت نمىكند . بانكى تحويل مىدهد ، دويست يا سيصد خروار او را پسر حاج آقا محسن بدون اجازه من انبار را مىشكند مىبرد . حكومت اعتناء نمىكند تا ژاندارمه از قم مأمور مىكنم كه املاك او را توقيف نمايند . جو در كاشان به دست آمده خروارى بيست و پنج تومان و در قم سى و پنج تومان مىفروشند . امروز جريده ايران مىنويسد كه جو تازهء ورامين يكصد و بيست و پنج تومان . اين خبر كه به آنجاها مىرسد فورا گندم و جو را ترقى مىدهند . اقبال الدوله خالصه را به همان عناصر چپاولچى سابق مىدهد . اينهمه ذرت و ارزن كه به جهت تخمكارى خالصهجات دولت خريدارى كرده هنوز مانده و به فكر تقسيم بين رعايا و دهات نيفتادهاند . حاج مفاخر السلطنه نامى مقدارى گندم از توى يخدانها و در زمين اطاق كه چادرنماز روى او انداخته بودند دولت پيدا مىنمايد و آن انبارهايى كه كشف مىكنند دو مرتبه به صاحبانش واگذار مىنمايند . هشت خروار و چهل من برنج
--> ( 1 ) . يك كلمه ناخوانا .