سيد محمد كمره اى

213

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

و به زور خواجه‌ها به حاشيه سراج الدوله و مهر وزيردفتر مىرسانند . هرچه اين دو مىگويند كه فرمان سابق محسن ميرزا را بياوريد تا حاشيه و مهر خود را بكشيم بعد اين فرمان را تمام كنيد ، به خرج خواجه‌ها نمىرود و به زور فرمان را تمام مىكنند . بعد مىروند ، مستعان هم قريه داراب كلاء را از ورثه شيخ محمد مقدس با شراكت ارفع نامى در مازندران يا غيره خريدارى كرده و به يكى از اتباع روس براى اينكه از دست محسن ميرزا خارج نمايد اجاره مىدهد . بعد محسن ميرزا به طهران مىآيد و عارض مىشود و محاكمه مىنمايد . در محاكمه معلوم مىشود كه مدرك فرمان مظفر الدين شاه مجعول و ساختگى بوده ، يك ده در آنجاها معروف به قلعه‌سر بوده ، ملكى شيخ محمد مقدس كه داراب كلايى بوده ، آن نوشته قديمى بوده ، او را محكوك مىنمايند و قسمى مىكنند كه داراب كلاء را در آن نوشته ملك شيخ محمد مقدس مىكنند و آن نوشته را مدرك كرده و به زور خازن اقدس شبهه به شاه ، و فرمان صادر مىكنند و اين قريه داراب كلاء مال محمد حسن خان عموى آقا محمد خان ، شاه خواجه بود ، به اين تردستىها كار مىكنند . قوهء مشروطه مستعان هم در محكمه عنوان مىكند كه من به اعتبار فرمان دولتى اين ملك را خريده‌ام و اگر بخواهد محكمه فرمان مرا نقض نمايد اعتبارات دولت مىرود و آن ده را هم در 24 يا 25 هزار تومان نزد بانك روس قرض و رهن مىنمايد . بالاخره آقا مستعان وارد به مشروطيت و بدان قوه گاهى مغلوب گاهى غالب . تا دو سال قبل محسن ميرزا غالب . بعد سال گذشته مستعان غالب . امساله اداره تشخيص عايدات نمىدانم چه محرك شد كه هم حكم كرد داراب كلاء را دولت تصرف نمايد ؛ چون فرمان مستعان ناسخ فرمان محسن ميرزايى است و مدرك فرمان مستعان هم‌چون مجهول و مجعول است خود دولت بايد ده را تصرف نمايد . حال كه مستعان به مازندران رفته و علم اتحاد ملى اسلامى را بلند كرده حكومت را به امير نصرت ، ملت آنجا داده و امير ديوان يكى از سادات محترم آنجا معاون امير يا سردار نصرت شده او چندان مايل به مستعان نيست . از اين جهت داراب كلاء را از دست مستعان خارج كرده ، حالا مستعان مصدق الممالك را وكيل در محاكمه كرده .