سيد محمد كمره اى
205
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
رئيس الوزراء دلتنگ شده به جهت اينكه مشير الممالك يزدى امين ماليه آنجا به مساعدت تشكيليون برقرار به امين ماليهگى شده . خبرهايى از يزد بعد من سوار واگون ، لالهزار پياده ، به منزل آقا سيد كاظم يزدى رفته ، چند نفرى كه شخصا ديده و اسما نمىدانستم ، آنجا بودند . چون فقط براى احوالپرسى رفته بودم به قدر نيم ساعتى نشسته ، سواد تلگراف صمصام السلطنه را كه به يزد كرده بود در خصوص فرخى كه چند نفر مجهول الهويه بر عليه فرخى بعضى مزخرفات گفتهاند ، خيلى اوقات آقا سيد كاظم از رئيس الوزراء تلخ بود . رئيس ما باشيد بعد بلند شده ساعت يك به غروب به منزل فتح السلطنه رفته ، آقا ميرزا حبيب الله خان ، آقا ميرزا محمد على خان ثبت اسناد آنجا بودند با يك نفر ديگر . بعد از خوردن چايى و آمدن يك نفر بىادب ، آدم مؤدب آرشاك مؤدب الدوله به جهت اجارهخانه و آمدن امير ارفع از همدان . بعد بيرون اطاق رفته با سايرين رفتند ، ما پنج نفر نشسته ؛ ميرزا حبيب الله خان اظهار داشت كه ما مىخواهيم كار اخلاقى بكنيم و مقدمه ورود به سياست باشد . فتح السلطنه گفت چون حضرات تشكيلىها و ضد تشكيلىها اينهمه كثافت كرده و مىخواهند كميته تشكيل بدهند ما مىخواهيم افراد صالح را جمع بكنيم و نگذاريم بيش از اين دمكراسى را خراب بكنند . حال بايد شما رئيس ما باشيد و هرقسم بگوئيد اطاعت نمائيم . بنده خندهام گرفت كه باز حال ريشخند مرا پيشگرفته . بنده گفتم اگر مجمع اخلاقى بخواهيد موقتا من حاضرم و الّا تشكيلى نخواهم شد . بالاخره تا يك ساعت و نيم از شب رفته آنجا بوديم ؛ مطالب قابل نوشتن نيست . بالاخره بلند شدم و وعده شب جمعه آتيه را كه مهمان باشيم به ميان آمد . من و ميرزا حبيب الله خان آمديم ، ثبت اسناد با يك نفر ديگر ماند . بعد من در سر راه به منزل معتصم الملك رفته ، نبود ، فيلى رسيد به او سپردم كه اگر معتصم را ديد آمدن مرا بگويد . بعد ساعت دو و نيم از شب رفته گوشت و پنير گرفته به خانه آمدم . شام برانى و پنير و سبزى و ماست و نان تازه خورده خوابيدم .