سيد محمد كمره اى

192

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

بالنسبة به قشون آن‌ها كسى سوء ادبى هم نكرده بود . بعد گفت قرار شده بود دوازده نفر از دمكرات‌ها كه يكى شما باشيد قرار شده جمع شويد ؛ صدرائى ، كاشانى ، اردبيلى ، افجه‌اى ، خلخالى ، پرويز . . . « 1 » و صحبت كنيد كه چه كار بايد كرد . بعد بيرون آمده من سوار واگون شده خيابان مخبر الدوله پياده به خانه اعظام السلطان رفته ، نبود . با برادرش صديق نظام به قدر ساعتى نشسته ، ساعت دو بيرون آمدم . درب سفارت عثمانى اعظام را با آقا شيخ آقا ديده قدرى همانجا صحبت ، بعد آمدم كه سوار واگون شده به خانه بيايم ، واگون خوابيده بود ، پياده از راه بازار به خانه آمده ساعت سه و نيم به خانه رسيده ، شام شيربرنج و دم‌پخت خورده ، ننه اسماعيل هم از گرسنگى پسرش در مريضخانه و خطرى بودن او ناله و گريه مىكرد و اجازه خواست كه همه‌روزه براى او نان ببرد . تعجب كردم از تقلبات و نيرنگات او . گفتم من از بردن نان و غيره كه هيچ‌وقت مضايقه نداشتم و يك روز درميان اجازه خواستى و همه‌روزه مىبردى ، من از خفيهء تقلب بدم مىآيد و الا هرچه علنى ببرى كه من حرفى ندارم . روزگار بدبختى حتمى براى عموم بايد بشود . خيانت در گندم كمرهء من محصول همه‌ساله كمرهء من تقريبا سى الى سى و پنج خروار گندم وارد مىشود . امساله از حسين‌آباد و قورقچى « 2 » كه سيد رحيم به زور خودش دست گرفته آنچه خود او صورت فرستاده بود يازده خروار و كسرى بود و از اين مقدار سه خروار او را عمدا سهو كرده و نداده و خودش برداشته و قبض گندم كه تحويل حاج آقاجان داده هم براى من نفرستاده ، بعد حاج آقاجان مقدار شش خروار و پنجاه و چهار من پرداخت بعد تتمه دو خروار را خواستم . حاج آقاجان مىنويسد همان شش خروار و كسرى بوده . سيد رحيم مىنويسد هشت خروار كسرى است . حاج آقاجان استشهاد تمام كرده كه سند را دست زده و شش را هشت كرده‌اند . سيد رحيم استشهاد تمام كرده كه قبض هشت خروار و كسرى است .

--> ( 1 ) . نقطه‌چين در اصل . ( 2 ) . قورچىباشى . روستايى در 18 كيلومترى شمال غرب خمين .