سيد محمد كمره اى
185
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
فهيم الممالك هم امروز بعد از دار زدن پسرش در همان ميدان مرحومه شد . نسيم شمال ، علىزاده ، آقا مرتضى ، عظيمزاده ، بعد آقا شيخ احمد آنجا بود ، ميرزا عباسقلى خان هم . من بلند شده به خلخالى عذرخواهى از حرفهاى خشن خود كه پريشب به ايشان زده بودم ، خواسته با ميرزا عباسقلى خان به خانه صمصام رفته توى اطاق كه رفتم يك دوجين تشكيليون از قبيل ميرزا ابراهيم قمى ، سيد انارى و غيره بود . پيشخدمت رفت توى حياط كه به صمصام عرض كند كمرهاى است ، مراجعت نمود كه صمصام اندرون رفته . من هم بيرون آمده با آقا ميرزا عباسقلى خان مراجعت . ساعت دو او درب دكان كربلايى محمد ولى ماند . من به خانه آمده شام آبگوشت و پنير خورده ، احمد هم گفت زن مشهدى حسين هنوز لحاف را نشسته و لحاف را ديدم . حاج جلال لشكر هم بيست و پنج تومان داد ، يازده تومان و هشت هزار از سند باقى ماند . بعد ساعت چهار خوابيدم . اما باد باز در حركت بود . عصر هم كه از خانه بيرون آمدم اول حمام رفته ، يك به غروب بيرون آمده رفتم . ديدن رئيس الوزرا براى تعيين حكومت بروجرد و تنبيه اشرار قم چهارشنبه 26 رجب . - صبح بعد از چايى مشغول خريد شير ، در بين كاغذى از آقا ميرزا صدر الدين رسيد كه به واسطه ناخوشى در خانه افتادهام و شما را هم ملاقاتى مىخواهم بكنم . جواب دادم چهار به غروب مىآيم . بعد از خريد شير بيرون آمده ، رفتم كه به توسط مرآت الممالك رئيس الوزراء را ديده در خصوص جواب تلگرافات خوانين لرستانىها و كاغذ كميته قم تكليف را معين نمايم . مرآت رفته بود كه اعانه دربارىها را به فقراء بدهد و تا ظهر هم گرفتار آنها است . برحسب استخاره خودم رفتم به كابينهء وزراء پيغام دادم . بعد بنده را آقاى صمصام رئيس الوزراء خواسته ، نيم ساعتى خلوت نشسته ، حكومت بروجرد و لرستان را تا سه روز ديگر قول قطعى دادند كه اگر استعفا ندهم . يا سردار جنگ يا نظام السلطان را معين خواهم كرد . در خصوص كميته قم ، قاتل ميرزا هاشم خان كه كشته شد و تنبيه اشرار اتباع متولىباشى را هم به قم نوشتيم كه موافق استنطاق مجازات .